مىكند ، و هر وقت به ده درآيد بر او ميهمان مىشود ، و گاه پول غذايش را به نقد از وى مىستاند . كشاورز موظف است از نمايندگان و ناظرانى كه ارباب به ده مىفرستد پذيرائى كند ، و گاه مخارج مشابهى را تقبل نمايد .
در اين جا از ذكر اين مطلب خوددارى نمىتوانم كرد كه از قديمترين روزگاران در كشور ايران اقتصاد مالكيّت زمين بر همين پايه استوار بوده است . هرودت كه از جمله نويسندگان و مورخان روزگاران كهن است ، آن جا كه سخن از وضع زندگانى ساكنان سواحل درياى قزوين به ميان مىآورد مىگويد وقتى كشاورزان از استفاده كردن آب براى دهقنت محروم شدند ، زنان و مردان مجتمعا به دربار رو نهادند ، و در آن جا با هم به فرياد و فغان و شور و غوغا پرداختند . بىگمان آنان نيز براى گرفتن تخفيف نسبت به پرداخت سهم مالكانه بدين عمل مبادرت ورزيدند ، درست همان كارى كه من شرح آن را نوشتم .
براى اين كه دريابيم در زمان حاضر بر ارباب و رعيت چسان مىگذرد ، و كدام يك از دو طرف مغبون و كدام يك افزون بر سهم خود از درآمد متمتع مىگردد ، بر اين گمانم كه اندك توجه به وضع و حال كشاورزان ايران ما را به حقيقت رهبرى كند .
راستى اين است كه دهقانان ايرانى با آسايش خاطر و مرادمند زندگى مىكنند ؛ حتى كشاورزان اروپايى كه روى مستعدترين و حاصلخيزترين زمينها فعاليت مىكنند ، حاصل كارشان به اندازهء دسترنج دهقانان ايرانى نيست . من زنان روستاييان را در همه جا ديدهام كه گردنبندها ، دستبندها و خلخالهاى نقره بر گردن و دست و پا دارند ، همچنين زنجيرهايى از نقره مزيّن به زر يا زر خالص كه از گردن تا نافشان آويخته است . بچههايشان نيز گردنبندها يا سينهريزهايى از مرجان بر گردن دارند . لباس و كفش كليّهء مردان كشاورز ، و زنان و بچههاشان همه خوب و نو است ، و ظروف غذاخورى و ديگر وسايل زندگانى همه كامل و آراسته است . اما در مقابل همواره در معرض توهين و بىاحترامى و ضرب و شتم مأموران شاه و وزيران مىباشند ، و اين ناخشنوديها و تصادمها زمانى به وقوع مىپيوندد كه دهقانان در برابر توقعات بجا يا نابجاى مأموران مقاومت مىكنند .
اين نكته نيز گفتنى است كه تنها مردان مورد بىمهرى و تحقير يا ضرب و شتم قرار مىگيرند و هرگز نسبت به زنان و دختران بىحرمتى و ستم روا
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1238
مساهمون: ژان شاردن
ص١٢٣٨