و نفوذى كه دارد به بهانهء احقاق حقوق پادشاه بر مردم بىپناه بيداد كند .
بارى ، ناظر به مثابهء روحى است كه در پيكر همهء مأموران و خدمتگران پادشاه دميده شده ، و آنان را به فعاليت و تحرك برمىانگيزد با اين همه نبايد پنداشت كه ناظر با توانمنديها و نفوذى كه دارد قادر به اعمال همه مقاصد و سوداهاى خود مىباشد ، زيرا مأمورانى كه از سوى شاه به همكارى وى گماشته شدهاند همه با ديدهء باز ناظر اعمال وى مىباشند تا مبادا كارى به زيان شاه انجام دهد .
مختصر اين كه ناظر موظّف است در هر حال از خرج و دخل پادشاه به طور دقيق آگاه باشد و حساب آن از دستش در نرود . امّا مأمور دوم كه ارباب تحويل خوانده مىشود مسؤول نگهدارى حساب مخارج پادشاه و قيمت گذارى جمله چيزهايى است كه به نام و فرمان وى خريدارى مىگردد .
ارباب لفظى است تازى كه با كلمهء ربى عبرى يك ريشه دارد ، از آن گرفته شده و به معنى مهتر و فرمانده است . تحويل به معنى گرفتن مىباشد ، اختصاصا به پولى اطلاق مىگردد كه در صندوق موجود باشد ، و مجازا به معنى مسؤول خريد و مخارج است ، و گفتنى است هر يك از اسناد هزينه ناظر كه به مهر ارباب تحويل ممهور نباشد نه تنها معتبر نيست بلكه نشان جرمكاريست .
چنان كه پيش از اين آوردهام صدراعظم افزون بر وظايف خاص خود از سوى پادشاه سمت بازرسى در امور خالصه را دارد ، به سخن ديگر ناظر و صدراعظم متقابلا در كارهاى يكديگر نظارت مىكنند ، و چون اين دو وزير ممتازترين ، برجستهترين و با نفوذترين شخصيتهاى دربار مىباشند غالب امور مهمّ زير نظر و به تدبير ايشان اداره مىشود . من خود شاهد بودم كه پادشاه پيشين همواره به نظر سوء ظن در آنان مىنگريست ، و براى اين كه به صورت رقيب در نظر هم قرار گيرند آن دو را در كارهاى ديگرى دخالت مىداد ، و به نسبت اين كه كدام يك در حسن جريان امور مربوط به خود درايت و صداقت بيشتر به كار مىبرد بر حقوقش مىافزود .
در زمان پادشاهى شاه عباس ثانى ناظر كه به لطايف الحيل محبت و حمايت شاه را به خود جلب كرده بود چنان گستاخ شده بود كه به بعضى از اختيارات صدراعظم كه مردى راست طبع و ستوده كار و شرمناك بود تجاوز كرد ، و وى به منظور پرهيز از ستيزگرى و تلخرويى دم بر نمىآورد ، حتى واقف به بعضى از اختيارات خود نبود .
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1216
مساهمون: ژان شاردن
ص١٢١٦