تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1215

مساهمون:

ص١٢١٥
روحانى را نيز در سطور آتى شرح مىدهم ، و اكنون به بيان مشاغل معمول در دربار مىپردازم . نخستين و مهم‌ترين شغلهاى دربار ناظر است . ناظر كلمه‌اى است تازى به معناى نگاه ، نظر ، بينش ، و بر حسب مفهوم اين لفظ ناظر كسى است كه در امورى كه مربوط به اوست با مهارت و دقت زياد تجسس و مراقبت مىكند ، و همين كس است كه در بعضى نوشته‌هاى قديمى دربار ايران چشم شاه ياد شده است . ناظر برجسته‌ترين و مهم‌ترين وزيران است و بر كليّهء اموال منقول و غير منقول و درآمدهاى اختصاصى شاه نظارت دارد . به سخن ديگر آنچه به خزانهء پادشاه درمىآيد يا از آن بيرون مىشود ، رسيدگى به هزينه مسؤولان سفره‌خانه ، خواليگران ، جامه‌داران و مراقبت در امر پرداخت حقوق همه خدمتگران شاه و مستمرى بگيران از جمله وظايف خاص اوست . همچنين مباشر و مسؤول امور كارخانه‌هاى متعلق به شاه و محصولات آنها ، و نيز ناظر بر كليّهء كسانى كه به نوعى در امور فنى و هنرى فعاليت مىكنند و از پادشاه مزد مىگيرند هم اوست . افزون بر اين وظايف رسيدگى و مراقبت در امور كليّهء بيگانگانى كه به قصد بازرگانى از راه خشكى يا دريا وارد ايران مىشوند و به كار تجارت آغاز مىكنند به عهدهء او مىباشد . ناظر موظف است هزينهء پذيرايى سفيران بيگانه را در به دو ورود بپردازد ؛ محلّ مناسبى براى سكونتشان در نظر بگيرد ، و دربارهء انتخاب هدايايى كه از طرف شاه به ايشان داده مىشود مشاركت ورزد . او اختيار دارد صاحبمنصبان و مأموران درجات پايين دربار را اخراج كند ، و به جاى آنان افراد ديگرى بگمارد . دربارهء تغيير صاحبمنصبان بلند پايه نيز جلب رضا و موافقت ناظر لازم است ، زيرا شاه با موافقت وى صاحبمنصبان ارشد دربارش را انتخاب يا اخراج مىكند . همچنين پادشاه حقوق يا پايهء مقام مأموران عالى رتبهء خود را طبق گزارش و استدعاى ناظر ترقى يا تنزّل مىدهد . زيرا در ايران بر اطلاق مقام پايدار ، و طبق ضوابط معين نيست بل كه پادشاه به اراده و دلخواه خويش پايهء يكى را برمىافرازد و مقام ديگرى را بىآن كه جرمكار باشد مىكاهد . به طورى كه گفته شد ناظر در كليّهء امورى كه به نوعى با درآمدهاى شاه بستگى دارد دخالت و نظارت مىكند . صدراعظم نيز به نوبت خود در كليه صورت حسابهايى كه نمايندگان شاه و ديگر مأموران ذى صلاح براى مطالعهء ناظر و ثبت در دفاتر مربوطه ارسال مىدارند نظارت مىكند تا مبادا ناظر با اختيارات و قدرت