تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1205

مساهمون:

ص١٢٠٥
فاقد ارزش را كنار مىگذارند ، و ناويان آنها را كه همه ماهيگيران مىباشند ، مرخّص مىكنند . ايرانيان بر اطلاق استعداد و قابليّت كشتيرانى ندارند . سفرهاى دريايى آنان فقط در درياى خزر انجام مىگيرد ، زيرا در اين دريا بلا منازع و بىرقيب مىباشند ، و هيچ ملت ديگر در اين دريا نفوذ ندارد . اما در خليج فارس نه كشتى دارد ، نه كشتيبان ، و نه در انديشهء ايجاد نيروى دريايى است . كشتيهايى كه در اين دريا رفت و آمد و تجارت مىكنند ، يا از آن ملل اروپايى يا اعراب است ، و يا متعلق به هنديها . كشتيهايى كه در راه دريايى ميان ايران و عربستان مىگذرند نيز غالبا از آن عربها مىباشد ، و ايران جز چند قايق كه كارشان تخليهء كشتيها يا بار كردن آنهاست ، هيچ كشتى بزرگ ندارد . به همين علت فقدان نيروى دريايى بود كه پرتغاليها با نيروى دريايى اندك راههاى دريايى خليج فارس را كاملا زير فرمان خود گرفتند ، و سالها بر آن تسلط داشتند . سپس انگليسيها و هلنديان براى اين كه جانشين پرتغاليها شوند و مشتركا از راههاى دريايى استفاده كنند به اتفاق پرتغاليها را از خليج فارس بيرون راندند . و من دو علت مهم را انگيزهء محروميت ايران از داشتن قواى مهمّ دريايى مىدانم . نخست اين كه تمام طول سواحل خليج ، هوايش گرم و ناسالم مىباشد و دست كم در مدت تابستان زندگى كردن در آن نقاط به راستى توان فرسا و سخت دشوار است . در اين فصل هوا چنان گرم مىشود كه حتى ساكنان بومى از نقاط ساحلى به جاهاى ديگر مىروند ، و بنابراين امكان ايجاد بندر مهم در ساحل ميسر نيست ، حتى در بعضى نقاط كه بندرهاى نسبتا بزرگى احداث شده هوا بغايت گرم و ناسالم مىباشد . دليل ديگر اين كه بندرهاى ايران بندرگاه ندارد ، و نمىتوان با اطمينان خاطر كشتيها را به سوى آنها هدايت كرد ، و پرتغاليها نيز به اطمينان لنگرگاههايى كه در عربستان سعيد به دست آوردند در ساحل خليج فارس مستقر شدند . اين نكته نيز گفتنى است كه ايرانيان بر اطلاق به بازرگانى از راه دريا علاقهء زياد ندارند ، و چون راه خشكى از راه دريايى به هند نزديك‌تر است از اين راه رفت و آمد و تجارت مىكنند ، امّا هزينهء راه خشكى بسى بيشتر است ، و اگر به سود سرشارى كه از بازرگانى با هند از راه دريا نصيبشان مىشده بتحقيق بنگرند نمايان مىگردد كه تنبلى و سستى و راحت طلبى و غرور اين خيال نادرست را در ذهنشان انگيخته است .
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1205 | ژان شاردن / اقبال يغمايى