فصل پنجم شغلها
ايرانيان مانند روميان زمان قديم نسبت به فنون سپاهيگرى و دبيرى بىتفاوت و بىعلاقهاند ، و با همه بيزارجويى به بسيارى از مشاغل دولتى اعم از امور مدنى ، سياسى ، نظامى و قضايى مىپردازند . صدراعظمها را غالبا از طبقه كسانى كه كاملا وقوف به قوانين شريعت دارند انتخاب مىكنند ، و من مدت زمانى پيش از اين يكى از آنها را ديدم كه پيش از رسيدن به اين مقام ، صدر ، يعنى فقيه اعظم بود ، و از طبقهء فقيهان برخاسته بود . همچنين ممكن است صدراعظم را از ميان سران سپاه يا فرمانروايان ايالات بزرگ برگزينند ، چنان كه صدراعظمى كه همزمان با عزيمت من از ايران بر اين مقام بود پيش از اين كه به اين شغل خطير گمارده شود فرمانرواى كلده بود . در مورد واگذارى مشاغل مراتب پايينتر به افراد ، همين شيوه اعمال مىشود . اما معمولا امور قضايى و شريعت و روحانيت را به افراد لايقى واگذار مىكنند كه ايرانى و از خانوادههاى قديمى و نژاده برخاسته باشند . اما ديگر مشاغل را به كسانى هم كه از گرجستان يا سرزمينهاى همسايه آمدهاند و آنان را غلامان شاه مىنامند واگذار مىكنند .
شاه در واگذارى كليّهء مشاغل به افراد مورد نظر خود اختيار و آزادى مطلق دارد ، نژاد و زادگاه مورد مرحمت خويش را در نظر نمىگيرد ، و ايرانيان نيز بدين موضوع اعتنا و توجه ندارند . با وجود اين ، شاه اصول و ضوابطى را كه پدران تاجدار او همواره رعايت مىكردهاند ، و قراردادهايى را كه ميان آنان و برخى سلاطين كشورهاى همسايه منعقد شده همچنان محترم مىشمارد ؛ مثلا اگر شرط شده پادشاه افرادى را كه سلاطين ديگر آنان را از خدمت طرد كردهاند به خدمت نپذيرد ، هرگز