سپاهيان روى نموده بود كه فرماندهان به تجمل پرستى گراييده بودند . از يك سو حقوق هر نفر سپاهى پياده كه دويست و پنجاه فرانك ، و حقوق هر فرد سوارنظام چهارصد فرانك است بر اثر فريبكاريها و نادرستيهاى مأموران امور مالى ارتش به يك چهارم تنزّل يافته ، و از سوى ديگر هزينهء زندگى در افزايش است ، از اين رو آن دسته از افسران و درجهداران و سربازانى كه همّت بلند و عزم راسخ داشتهاند طىّ سالهاى اخير ، خدمات سپاهيگرى را رها كرده ، و دست به كارهاى ديگر زدهاند .
چنان كه پيش از اين نيز اشاره كردهام افراد قشون به صورت گروهان در يك محل ، و با هم به سر نمىبرند ، و ساليان چندى است به جاى اين كه نام كودكان خود را در دفتر ارتش ثبت كنند ، آنان را به فرا گرفتن حرفتى مىگمارند . دربار و درباريان كه لزوم تربيت و آماده كردن سپاهيان را براى مقابلهء با دشمن از ياد برده و همه دل به تجمل پرستى و عشرت جويى و خوشگذرانى سپردهاند از بىميلى و روى برتافتن عامهء مردم از ارتش ، شادمانند ، و بر اين باورند هزينهاى كه در راه تربيت و نگهدارى ارتش صرف شود همه زيان و بيهوده كارى است ، و اين انديشه در دلشان نمىگذرد كه كشورى كه سپاه ندارد ، يا سپاهيانش اندك ، و تعليم نيافتهاند چه دشواريها و مصيبتها در پيش دارند ، و با نگرش به دربارى كه كاملا مستغرق ميخوارگى ، لذت جويى و شهوترانى است ، و زيان خيزتر اين كه سرداران و ديگر بزرگانى را كه با زشتگاريها و خيرهسريهايش موافق و دمساز نيستند ، تملق نمىگويند ، و سر تعظيم و تكريم فرود نمىآورند تحقير و توهين مىكند . از اين رو اين افراد مستعد و سزاوار و نيك انديش از دربارى چنين فاسد و نابكار دورى جستهاند ، و هرگز چنان هوشمندان و انديشمندان و پاك سيرتانى جاى آنان نمىنشينند .
با اين كه ايران از دو طرف به دريا راه دارد ، و طول ساحل خليج فارس كه يكى از درياهاى معتبر و غنى و پر بركت سراسر جهان مىباشد افزون به سيصد فرسنگ است ، تا آن جا كه من آگاه شدهام نه يك كشتى و نه يك ناخدا و ناوى دارد . من يكى دو بار از تمام طول راههاى دريايى اين دو دريا گذشتهام ، و نزديك به پانزده بيست سال است كه شاه براى مبارزه با قزاقان شروع به ساختن و مجهز كردن كشتى كرده ، اما آنچه ساخته و آماده شده نه تنها شايستگى و لياقت آن ندارد كه نام نيروى دريايى بر آن نهند ، بل كه آن قدر ارزش و كارآيى ندارد كه جزيى از آن در شمار آيد ؛ زيرا همين كه خطر هجوم دشمن از ميان رفت آن كشتيهاى كوچك و
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1204
مساهمون: ژان شاردن
ص١٢٠٤