مىناميدند ، و معمولا خان يا حاكم ماد صاحب اين سمت بود . اما در اين روزگاران چون در سراسر ايران صلح برقرار است ، اين سمت را حذف كردهاند ، و اگر در آينده جنگى پيش آيد به يكى از سرداران تا پايان جنگ سمت فرماندهى كلّ قوا مىدهند .
اما وى تا زمانى كه در ارتش حضور دارد و مخصوصا تا هنگامى كه در واحد خود انجام وظيفه مىكند ، مسؤول سمت و شغل اصلى خود مىباشد .
يكى از مقرّرات خوب و قابل تحسين ارتش در ايران اين است كه سربازان حقوق خود را از دست صاحبمنصبان خود نمىگيرند ؛ بل كه رسم بر اينست كه كليّهء افراد سپاهيان ايران اعم از سران سپاه و صاحب منصبان درجات متوسط و پايين ، همچنين درجهداران و سربازان رستهء سوار نظام و پياده نظام حقوقشان را طبق حوالهء مخصوص كه ديوان محاسبات به دستشان مىدهد دريافت مىكنند ، و ديگر صاحبمنصبان در اين كار هيچ دخالت ندارند .
حقوق افسران ايران زياد است ، مثلا حقوق افسران ارشد تفنگداران و قولّلر كه افسر عالى رتبهء صنف سوارنظام جديد است معادل هزار تومان يا برابر پانزده هزار اكو مىباشد ؛ اما چون اين مبلغ در نقاطى پرداخته مىشود كه عمل تسعير كمتر در آن جا به عمل مىآيد ، گاه ارزش آن تا چهار برابر ترقى مىكند .
در سال 1673 كه براى دومين بار به ايران آمدم رژهء عمومى بزرگى وسيلهء كلانترانى كه نمايندهء دربار بودند ، در سراسر كشور ترتيب يافته بود . يكى از آنان كه با من سابقهء دوستى داشت و مردى كنجكاو و نكته سنج و دانا بود به من گفت : ما براى شركت در مراسم رژه سپاهيان به ظاهر آراسته و خوبى داريم ، اما براى جنگ نه ؛ و منظورش اين بود كه اينان روحيه و آمادگى سربازى ندارند . همچنين اظهار داشت عدّهء سپاهيانى كه حقوقشان را شاه مىدهد از هشتاد هزار تن تجاوز مىكند ، و در صورت ضرورت ده هزار تن بر عدّهء آنان مىافزايد . اما آنچه من دريافتم اين بود كه تنها سربازان نگهبان كاخ شاه ، و سپاهيانى كه در مرز كشور عثمانى به مرزدارى اشتغال داشتند درخور نام سربازى بودند .
عدّهء سپاهيان حاكم كلده سرزمينى كه هم مرز بين النهرين و مركزش كرمانشاه است شش هزار نفر است ، و يكى از سرهنگان بر هزار نفرشان فرمانرواست .
عدهء نفرات حاكم ارمنستان پنج هزار نفر ، و شمارهء سربازان فرمانرواى گرجستان نيز پنج هزار نفر است . چون در مرزهاى اين ايالت غالبا تاخت و تازهايى به وقوع مىپيوندد
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1202
مساهمون: ژان شاردن
ص١٢٠٢