تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1201

مساهمون:

ص١٢٠١
در آن زمان وقتى حسين پاشا فرمانرواى بندر بصره دريافت كه در برابر تعرض دشمن پايدارى نمىتواند دستور داد كه مردم در مدّت سه روز شهر را تخليه كنند ، و هر چه دارند با خود ببرند ، زيرا پس از اين مدت شهر را به آتش مىسوزاند . او بدانچه گفته بود عمل كرد و پس از آن همهء سپاهيان و ساكنان شهر به داخل ايران عقب‌نشينى كردند . بصره را به خاكستر مبدل ساخت . پس از سپرى شدن شش ماه مردم بصره به شهر سوخته شدهء خود بازگشتند ، عمارتها كردند ، و همچنان كه پيش از وقوع جنگ فرمانبر حسين پاشا بودند پس از جنگ كه به فتح عثمانيها انجاميد تبعيّت فاتح را پذيرفتند . ايرانيان سياست جنگى خود را چنين توجيه مىكنند كه دشمن يا با نيروى عظيم حمله مىكند يا با قواى كم . اگر هجومش با نيروى بسيار بود جز با نابود كردن آنچه بدان نياز دارد چاره‌اى در ميان نيست ، زيرا سازمان تداركاتى دشمن چندان قوى نيست كه بتواند مدت زياد عليق اسبان و خواربار قواى جنگى خود را به راه دور بفرستد ، و اگر عدهء سپاهيان دشمن بسيار نباشد درهم شكستن آنها دشوار نيست . ايرانيان در تيراندازى با تفنگ و تيركمان مهارت تام دارند و چابك دستند . براى اين كه مطمئن شوند كه با تفنگ تيرشان درست به هدف اصابت مىكند به يكى از پايه‌هاى آخر آن چيزى شبيه چنگال به طول دو پا و نيم ، ساخته شده از چوب شمشاد وصل مىكنند . اين چنگال را كه مىتوان به هنگام هدف‌گيرى تا به آخر پيش راند ، در وقت تيراندازى به طرف زمين چنان خم مىكنند كه تفنگ به اندازهء بيست بند انگشت از سطح زمين بالاتر قرار گيرد ، و از آن پس تير را رها مىكنند . درفش ايرانيان همانند پرچم فرماندهى ما فرانسويان به صورت نوك تيز بريده شده از پارچه‌هاى گرانبها و به رنگهاى مختلف است ، و با درفش رستهء سوار نظام و پياده نظام تفاوت ندارد . براى اين كه صداقت و صميمّيت خود را به دين و امامان خود بنمايانند جملاتى از قرآن مجيد يا شكل ذو الفقار حضرت على ، يا شهادتين را بر روى درفش نقش مىكنند ، يا روى آن صورت شيرى كه خورشيدى بر پشت آن نمايان شده رسم مىنمايند . يكى از سمتهاى معتبر و مهمّ نظامى ايران منصب نگهدارى درفش بزرگ است ، و علمدارباشى عنوان و لقب رئيس علمداران مىباشد . تا پيش از سلطنت پادشاه كنونى ايران سپاهيان ايران داراى يك تن فرمانده كل بود كه او را سپهسالار