تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1198

مساهمون:

ص١١٩٨
در سالهاى بعد مقارن با آغاز پادشاهى شاه سليمان شورشها و تاخت و تازهايى به وقوع پيوست و درباريان بر آن شدند ارتش شوريده و رو به انحلال ايران را از نو منظم و نيرومند كنند ؛ اما چون شعلهء آشوب و غوغا به زودى فرو نشست انديشهء تقويت سپاهيان فراموش گرديد ، و سربازان همچنان تن به سستى سپردند . دليل عدم رغبت سپاهيان به آموختن فنون سپاهيگرى و بيزارى آنان نسبت به كار خود اين نيست كه شاه و دولت تنها در زمان جنگ به آنان حقوق مىدهند ، بل كه بدين سبب به كار خويش دلبستگى ندارند كه هرگز بدين كار نپرداخته‌اند ، و گمان نمىبرند به عمر خود فرصت فراگيرى فنون سپاهيگرى و به كار بستن آنها براى ايشان به دست آيد ، از اين رو سپاهيان حقوق خود را به عنوان انعام دريافت مىكنند ، و مجبور به انجام دادن هيچ گونه خدمت نمىباشند ؛ و چون كلانترهاى محل دربارهء آنها بازرسى مىكنند ، سربازان هديهء كوچكى به آنان مىدهند و موافقتشان را كسب مىكنند كه به همان حال و كار كه دلخواهشان است باشند . پسر بچه‌ها را از دو سالگى به خدمت سپاه در مىآورند ؛ بدين گونه كه نام آنان را با حقوق ماهى نيم تومان كه معادل بيست و دو ليور و ده سو است در دفتر ارتش ثبت مىكنند . بر اين حقوق سال به سال افزوده مىشود . وقتى كسى داوطلب خدمت كردن در ارتش باشد خود را به فرمانده لشكر معرفى مىكند ، و او داوطلب را به محلّ بلا متصدى مىفرستد . اما اگر چنين جايى وجود نداشت شاه محلى به وى اختصاص مىدهد ، و حقوقى كه به وى تعلق مىگيرد تا آخر عمرش از آن اوست ؛ و پس از مرگش به فرزندش كه جانشين او خواهد بود پرداخته مىشود ؛ و اجراى اين ترتيب نظريهء مرا كه گفتم واحدهاى هر يك از صنفهاى سپاهيان هميشه كامل است تأييد مىكند . زيرا به محض اين كه سربازى بميرد بىدرنگ يكى از بازماندگانش جانشين او مىشود و حقوقش به دو تعلق مىگيرد . افزون بر اينها شاه گاه به گاه حقوق جديدى براى استخدام نفرات تازه معين مىكند . تجمل جويى افراد سپاهى بزرگ‌ترين عامل آشفتگى و تباهى و انحطاط ارتش ايران مىباشد زيرا با اين كه به يك سپاهى سواركار چهار صد ليور حقوق بيشتر نمىدهند تنها دو برابر اين مبلغ خرج لباس خود مىكند . نگهبانى ، تمرينهاى مهمّ نظامى ، مقررات بازرسى و ده‌ها نظامات ديگر كه از جمله فنون و رموز جنگى است ، و در تعليمات رزمى ما اروپاييان كاملا رعايت و