پيشرفت امور ايالتى كه بر آن حكومت مىكند در دربار بزرگ جلوه دهد .
اين حاكمان هر كدام يك يا چند تن از پسران يا بستگان خود را به دربار مىفرستند تا به عنوان گروگان از ايشان نگهدارى شود . اين نوجوانان همواره مىكوشند تا رفتار و خدماتشان پسنديده افتد تا بعدها مقام و مرتبت بلند يابند . آنان به طور پنهان سخنانى را كه دربارهء پدران يا منسوبان آنان كه حاكمانند بر زبان درباريان مقرب پادشاه مىگذرد يا تصميماتى را كه دربارهء ايشان گرفته مىشود بىدرنگ به وسيلهاى به آنان خبر مىدهند ، و دهان شاكيان و مخالفان حاكم را خواه به دادن هديه يا وعدههاى نيكو مىبندند .
وضع اقتصاد سياسى كشورى كه از ولايات مختلف تشكيل شده چنين است ، اما چنان كه پيش از اين گفتم وظيفهء اصلى ناظران ايالات و ولايات نظارت بر املاك خاصه است و هدف و غايت آرمانشان اين است به هر تقدير كه ميسر باشد بر درآمد پادشاه بيفزايند و شريك آبادان كردن خزانه او باشند .
ايرانيان به طور كلى نامى بر ناظران نهادهاند كه معادل و هم معنى وزير است اما از نظر آنان وزير از جهتى هم معنى باركش است ، و به سخن ديگر اطلس
) Atlas (
ايرانيان مىباشد .
ناظران ولايات كوچك عنوان خاص ندارند ، اما ناظران ايالات بزرگ آصف ناميده مىشوند كه به معنى بزرگ است ، و اين نام را از نظر امتياز مسلمانان به وزيران و ناظران حضرت سليمان دادهاند ، زيرا از طرف آنان هيچ گونه بيم شورش و طغيان عليه دولت نمىرود ؛ اما يك بازرس و يك واقعه نويس كه منشى حكومت است و حوادث و وقايع مهم را مىنويسد و به دربار مىفرستد همراه دارد .
شاه براى همه شهرها و نقاط مهم ايالات بزرگ داروغه اعزام مىدارد .
داروغهها كه بيگ ناميده مىشوند امور پليس را اداره مىكنند و بر چريكهاى محلى نظارت دارند . اين هر دو دسته جدا از هم و مستقلا بىآنكه در كار يكديگر مداخله كنند وظايف خويش را انجام مىدهند ، و ناظر خويش را بالاتر و مهمتر از آنان نمىشمارد . اگر حاكم كسى را به سببى گرفتار كند و ناظر مايل باشد وى را رها سازد ، كسى را نزد حاكم مىفرستد و پيغام مىدهد كه آن شخص به شاه بدهكار است ، حالا زير فرمان من است و با او كار دارم . همين پيغام ساده موجب رهايى گرفتار مىگردد .