تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1174

مساهمون:

ص١١٧٤
حضور در چنين مراسم ندارند . بارى ، گيرندهء خلعت و همراهانش جملگى به خانه شاه يا مسجد جامع مىروند . شاه در همهء شهرهاى بزرگ خانه‌اى خاص خود دارد . در آن جا كسى كه اين مراسم براى او تشكيل يافته ، از اسب پياده مىشود ، نخست آستانه را مىبوسد . سپس از سر شوق و ارادت با هيجان زياد دعا به شاه مىكند ، و زان پس با آن عده از همراهانش كه به وى نزديك‌ترند به سراى خود مىرود . در آن جا به گرمى و خوش رويى از ميهمانان پذيرايى مىكند ، و جشن با صرف ناهار يا شام به نسبت اين كه مراسم چه وقت آغاز و چه زمان پايان يافته باشد ، خاتمه مىپذيرد . و صاحب خانه پس از رفتن ميهمانان به پذيرايى آن عده از آشنايان و كسان خود كه در مراسم شركت نداشته‌اند مىپردازد . اين مراسم مفصل و طولانى و پر خرج كه با تملق گوييهاى خسته كننده و ملال‌آور قرين است چنان برگيرندهء خلعت سنگين و گران مىآيد كه بايد به او گفت : اين خلعت بر شما مبارك نباشد . بارى ، بينندگان همه به تعريف و تحسين خلعت مىپردازند . شامگاهان درون خانهء كسى كه به گرفتن خلعت سرافراز و مباهى شده ، و كوچه‌اى كه خانهء وى در آنست از بسيارى چراغان چون روز روشن است . گيرندهء خلعت روز بعد از مراسم براى عرض سپاسگزارى بايد به حضور شاه برود ؛ اگر به سفر رفته باشد بوسيدن آستانه كفايت مىكند ؛ آستانه سنگ سماق سبز رنگى است به كلفتى شش انگشت كه از زير در بيرون آمده ، مقدس است و هيچ كس جرأت ندارد پا بر آن بگذارد . نام خلعت كه به جامهء پادشاهى نهاده‌اند به معنى تام و كامل است ، زيرا خلعت بايد كامل باشد ، « 1 » و گر چه گاهى نيم تنه‌اى بيش نيست ، اما غالبا تمام و داراى چهار پارچه است ، مشتمل بر يك نيمتنهء زير ، و يك قباى بلند رو ، يك شال ، يك دستار كه مجموع آن ششصد ليور مىارزد . اما قيمت خلعت جاه‌مندان و صاحبمنصبان بزرگ ، مانند حكام ايالات ، و سفيران دو برابر اين مبلغ است ، و اگر جبّهء خلعت از پوست سمور باشد بهاى خلعت بسيار زياد است ، زيرا هر تخته پوست سمور در حدود
هامش
( 1 ) - اين توضيح نادرست است و « خلعت مأخوذ از تازى ، و جامه و جز آن كه بزرگى هر كسى را پوشاند ، و تن پوشى كه پادشاه يا اميرى مرنوكر خود را پوشاند ، و پايزه » ( فرنود سارنفيسى )