تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1178

مساهمون:

ص١١٧٨
به رنج و زحمت نيندازيد ، زيرا نه تنها سودى نمىبريد بل كه سختگيرى و خشم ناظر نسبت به شما فزون‌تر مىشود . امّا اگر عزم شكايت كنندگان به رفتن سست نشد ، ناظر طرفداران خود را وادار مىكند به نفع او نامه‌هايى به دربار بنويسند ، و خود نيز در اين باب نامه‌هايى به وزيران حامى خود در دربار مىنويسد تا آنان نفوذ خود را براى خنثى كردن شكايت شاكيان به كار برند و نگذارند به عرض شاه برسد ، و اگر هم شاه با خبر شد چنان كنند كه بدان نپردازد . درباريان با اين ستمرسيدگان چنين ظالمانه رفتار مىكنند و مىكوشند با وعده‌هاى فريبنده آنان را به ديار خود بازگردانند . به آنان مىگويند ناظر در دربار حاميان و هواداران با نفوذى دارد كه همه مقرب پادشاه‌اند ، و اگر شما شكايت خود را به پادشاه برسانيد و كار به توبيخ بينجامد ، ناظر بر شما سرگران‌تر خواهد شد ، اما اگر از شكايت خود صرف نظر كنيد وى با شما به نصفت و نرمى و مدارا رفتار خواهد كرد . نخستين سالهاى مأموريت ناظران بدين سان مىگذرد ، و چنانچه بر اثر تعدّى ناظر بر عدّهء شاكيان افزوده گردد ، و آرام كردن آنان به سبب شكنجه و آزارى كه بر ايشان مىرود ميسر نشود از دربار به وى مىنويسند بر مردم چندان ستم نكند كه به فرياد آيند ، زيرا دفاع كردن از او دشوار يا غير ممكن خواهد بود ، و شاه از استغاثه و شيون مظلومان به خشم آمده است . گاه چنان روى مىدهد وزير كه دارا و دولتمند شده و كمى به انصاف گراييده است شكايتهاى مردم ستمرسيده را بدين سان مسكوت مىگذارد ، اما در صورتى كه مظلومان بدين چاره‌گريها آرام نشوند ، و وزيران و عاملان به هيچ تدبير نتوانند آنان را خاموش كنند ناظر را تغيير مىدهند حتى گاهى چنان روى مىدهد كه در صدد نابود كردنش برمىآيند . در چنين موارد به بهانهء تسويهء حساب او را به پايتخت احضار مىكنند ، و اين فرمان درست به مثابه حكم اعدام اوست . و زمانى كه آمد تمام دارايى و اوراق بهادار و دفاتر محاسباتى او را براى رسيدگى به حسابهايش مىگيرند . اما اين كار به دلايلى كه خواهم گفت عملى نمىشود . اين گمان نادرست است كه تنها در شهرهايى كه ناظرها بر آن رياست و حكومت مىكنند ، ستمگرى و تجاوز به حقوق ديگران جريان دارد . در ايالات و ولاياتى كه هم حاكم و هم ناظر امور را اداره مىكنند همين شيوهء ناستوده جارى
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1178 | ژان شاردن / اقبال يغمايى