تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1173

مساهمون:

ص١١٧٣
خلعت شركت كند . اما اگر خلعت از آن يكى از درباريان مقيم پايتخت باشد ، وى همه بستگان و دوستانش را به شركت كردن در آن مراسم دعوت مىكند . همچنين گروهى متشكل از پانزده تا بيست تن از زنان رقاص را كه همه روسپى هستند و جامه‌هاى نو و زيبا پوشيده‌اند براى دست افشانى و پايكوبى در مجلس مىخواند . دسته‌اى از نوازندگان نيز همراه آنانند ، همهء قاضيها ، ملاها ، آخوندها ، فى الجمله هر چه اهل منبرند حضور دارند . وقتى كسى كه اين مراسم براى او ترتيب داده شده است به خانهء خلعت كه كاملا فرش و اسباب پذيرايى عصرانه فراهم شده وارد مىشود مىنشيند . سپس آورنده خلعت در دقايقى كه منجم سعد و مناسب شناخته وارد تالار مىگردد ، همه و زودتر از ديگران گيرندهء خلعت به ديدن هديهء شاه از جا برمىخيزد ، و چنان بدان تعظيم مىكند كه سرش نزديك زمين مىرسد . آن گاه به زانو درمىآيد ، و همه حاضران براى تندرستى و شادكامى شاه دعا مىكنند . كسى كه خلعت براى اوست ، جامه از تن بيرون مىكند ، و خلعت را بر تن مىآرايد . در ضمن اين عمل پيوسته خدا را نيايش و شاه را ستايش مىكند ، و به خود مىبالد كه سعادت جلب رضا و خشنودى خاطر شاه نصيبش شده ، و از اين جهت خود را نيك بخت و سربلند مىشمارد . آن گاه همه مىنشينند و حاضران يكايك به او مباركباد مىگويند . وى نيز هر كدام را به فراخور مقامى كه دارد تجليل ، و از حضورشان در مراسم اظهار تشكر مىكند ، و چنين مىنمايد از سعادتى كه نصيبش شده غرق سرور و بهجت مىباشد . در اين هنگام منجمان به او مىگويند كه ساعت سعد ، و وقت رفتن است . وى بر اسب سوار مىشود و همراه با شركت كنندگان در مراسم - كه آنان نيز بر اسب نشسته‌اند - رو به شهر مىنهد . در سراسر راه مردم به تماشا ايستاده‌اند ، و هر چه سواران به شهر نزديك‌تر مىشوند ، عدهء تماشاگران بيشتر مىگردد ؛ همين كه شركت كنندگان در مراسم به مركز شهر رسيدند سربازان نيز به نشان شادمانى تيراندازى مىكنند ، و دستهء موزيك طبل و شيپور مىنوازند . دسته‌اى از نوازندگان ، و گروهى از رقاصه‌ها به دنبال آنها ، همه پيشاپيش شركت كنندگان در مراسم حركت مىكنند . با جست و خيزها و حركات موزون خود اظهار سرور و شادمانى مىنمايند ، و پادشاه را دعا و ثنا مىكنند . كوچه‌هاى مسير سراسر آب پاشى و گلباران شده . اگر زنان نيز در اين مراسم شركت مىكردند البته اين مراسم هزاران بار زيباتر و باشكوه‌تر از آنچه بود ، مىنمود ؛ اما چنان كه مىدانيم زنان جز به ضرورت از خانه بيرون نمىشوند ، و حقّ
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1173 | ژان شاردن / اقبال يغمايى