كسى را به دربار احضار مىكند كه قصد كشتنش را داشته باشد . در چنين حال وقتى مقصر در دربار حضور مىيابد و ورودش را به عرض شاه مىرساند ، جوابى كه به پيغامش مىرسد بسيار كوتاه و مختصر ، و بيانگر است كه كسى را مىفرستد تا سر از تنش جدا كند !
سياست ديگر پادشاه براى كشتن بىمقاومت جاهمندانى كه در شهرهاى دور از پايتخت به سر مىبرند اين است كه براى ايشان جامهاى شاهانه كه خلعت نام دارد همراه با يك قبضه شمشير و يك دشنهء مرصع به جواهر مىفرستد . معمولا حامل خلعت يكى از بزرگان دربار است . وى شش يا هفت خدمتگر همراه خود مىبرد و همين كه به يك منزلى محل اقامت شخصى كه خلعت به وى اختصاص دارد رسيد ، وسيلهء پيك او را آگاه مىكند ، يا خلعت را به دست همراهانش مىسپارد ، آنان را در يكى از آباديهاى نزديك شهر متوقف مىكند ، و خود به صورت ناشناسى مىرود تا رسيدن خلعت را به او مژده بدهد . و چون رسم بر اين است كه خلعت بيرون شهر به صاحب آن تسليم شود پس از مشورت كردن با منجمان ساعتى را براى انجام يافتن مراسم تحويل خلعت معين مىكند . آن گاه صاحب مقامى كه خلعت براى اوست و ممكن است حاكم يا ناظر و يا شخصيت ديگرى باشد با جمعى از بزرگان شهر از جمله همهء قاضيها براى گرفتن خلعت به بيرون شهر مىرود تا پس از پوشيدن خلعت مفتخر و سرافراز و شادمان به شهر بازگردد . وقتى به محل معهود رسيد از اسب پياده مىشود ، و با همراهانش به خانهاى كه قبلا براى اين كار آماده شده وارد مىشود . جامه از تن دور مىكند ، و خلعت شاهانه را زيب تن مىسازد . در اين هنگام فرستادهء شاه فرمان را كه مبنى بر كشته شدن آن شخصيت برگشته بخت تيرهروز است ميان تالار محل اجتماع روى زمين مىاندازد . بدين علامت همراهانش به وى حمله مىبرند ، و او را از پا در مىآورند .
چون گرفتن خلعت يا دريافت جامهء شاه داراى رسم و آيينى شكوهمند و پر تجمل مىباشد آن را به تفصيل بيشتر شرح مىدهم : جايى كه مراسم تحويل خلعت انجام مىپذيرد سه يا چهار ميل بيرون شهر است . در آن مكان باغى كه در آن عمارتى است ، مخصوص اين كار ساخته شده ، و به همين سبب آن را خلعت خانه مىنامند . اگر خلعت براى يكى از مأموران محلى باشد در شهر جار مىزنند كه براى فلان كس خلعت فرستاده شده ، و هر كس مىتواند فلان ساعت فلان روز در مراسم اعطاى
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1172
مساهمون: ژان شاردن
ص١١٧٢