بيرون از اين كه نادرستى در امور دولتى ، و به تخصيص خيانت و جنايت در ايران شناخته و رايج نيست معاونان و بازرسان و واقعه نويسان چنان در كار خود ورزيده و تجربت آموختهاند ، و با هم توافق دارند كه اگر پادشاه كار هر سه را بر عهدهء يكى از آنان واگذارد كمتر از اين فريب نمىخورد و مالش تلف نمىشود .
در ايران به خائن نمك به حرام مىگويند ، و اين بدترين و ركيكترين دشنامهاست ، و به كسى گفته مىشود كه به جاى اين كه مزد خود را از طريق راستى و درستى بگيرد مىكوشد از راه دزدى به دست آورد . و به افراد حق ناشناس و ناسپاسگزار اطلاق مىشود .
قاضيهاى شهرها به دو دستهء كوچك و بزرگ تقسيم مىشوند . داروغهها ، حاكمان ، وزير يا ناظر ، واقعه نويس يا منشى كه جانشينى به نام كاتب دارد . قاضيهاى طبقهء دوم يا كوچك رتبه و وظيفهشان معادل كسانى است كه در كشور فرانسه به آنان نمايندهء قانون مىگويند .
ارتش نيز قاضيهاى مخصوص خود دارد ، كه به منظور عدم التباس با قاضيهاى كشورى آنها را قاضى عسكر مىخوانند . مهتر و مسؤول امور بازرگانان ملك التجار ، و رئيس شهربانى نايب نام دارند . در شهركها و ديهها جز قاضى و كسى كه نايب الحكومه است حاكم و فريادرس وجود ندارد . تقريرنويسان قاضى كه كارشان همانند مأموران ثبت اسناد است كاتب خوانده مىشوند ؛ قاضيهاى بلند پايه را شاه انتخاب مىكند و به ايالات و ولايات مهم مىفرستد ، اما انتخاب قاضيهاى شهركها و ديهها از وظايف صدر مىباشد . رييسان و نايب الحكومههاى شهركها و ديههاى بزرگ را مستقيما خود شاه انتخاب مىكند ، و همهء اين مأموران اعم از قضات و ديگران چه در شهرها يا شهركها يا در ديهها باشند به نسبت شخصيت و مقامشان حقوق مىگيرند .
حاكمان شهرها افزون بر وظايف اصلى خود نمايندگى محاكم مدنى و جزايى را هم دارند ، و دادگاه آنان به منزلهء عدليهء محل مأموريتشان مىباشد . او بىاعتنا به توصيهها و راهنماييهاى معاون و وزير و جانشين خود بنا به تشخيص خويش راى مىدهد ، و از انتقادات و تعريضات جانشين خود كه منصوب شاه است ، و مىتواند به انواع بهانهها و دسائس مزاحمت و دردسر برايش در وجود آورد بيم به دل راه نمىدهد .
در ايران مجرمان و جنايتكاران چندان كه گناهشان سنگين باشد محكوم
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1170
مساهمون: ژان شاردن
ص١١٧٠