عالى بيگلربيگى يا خانخانان مباهى و سرافرازند ، و مقامشان يك درجه از مرتبت خانهاى كوچك درمىگذرد ، از اين رو به آنان به نظر مادون و مرئوس مىنگرند ، و به ايشان غلام بيگ خطاب مىكنند كه به معنى خان غلامان مىباشد .
اگر جنگى روى دهد بيگلربيگىها سمت فرماندهى سپاهيان خود و لشكريان خانهاى كوچك را مىيابند ، و تا وقتى جنگ جريان دارد سردار يا فرمانده يك سپاه خطاب مىشوند . حكام ايالات واقع در مرز ، همچنين ايالات مهم همه مقام و سمت بيگلربيگى دارند . بر اين قياس فرمانرواى ارمنستان لقب بيگلربيگى دارد ، و اگر جنگى روى دهد مختار و موظف است سپاهيان خانهاى كوچك شهرهاى قارص ، مراغه ، و شهرهاى مجاور را زير فرمان خود درآورد . خان استراباد كه ولايتى واقع در مشرق درياى خزر است « 1 » نيز داراى عنوان خانخانان يا بيگلربيگى است ، و خانهاى كوچك سمنان و موغان « 2 » زير نظر و فرمان او انجام وظيفه مىكند . نكته قابل توجه اين كه منصب و مقام حاكم سيستان از همه بيگلربيگىها بالاتر است ، و عنوان والى دارد كه به معنى صاحب اختيار تام و مطلق است .
افزون بر خانها كه در محل مأموريت خود نمايندهء پادشاهاند ، و هر يك به تناسب مقام ، دربارى جداگانه دارد حاكمان كوچكترى نيز وجود دارند كه آنان را سلطان مىنامند و معمولا به سازمان ادارى حكام ايالات وابستهاند ؛ اما گاه پادشاه به آنان استقلال مىبخشد ، يا به سببى عزلشان مىكند ، به شرط اين كه اين عمل با امور مربوط به جنگ هيچ ارتباط نداشته باشد . و البته كار عزل سلطانها با وظايف حاكم ايالت مجاورشان پيوستگى ندارد . وضع حاكم بندر ريگ واقع در كنارهء خليج فارس ، و حاكم جزيرهء بحرين چنين است ، در صورتى كه اين دو تابع خان بهبهان مىباشند .
در روزگاران گذشتهء دور ، سلطان لقب خاص پادشاهان حتى شاهنشهان بزرگ بود ، همچنان لقب خان كه اعيان و جاهمندان بزرگ به داشتن آن بر ديگران امتياز دارند ، و از آن بالاتر لقبى نيست ؛ پادشاه ايران نيز گاهى سلطان ناميده مىشود ، اما معمولا اين لقب خانهاى پايينتر از خانهاى بزرگ است .
شاه افزون بر حاكم ايالت ، سه تن مأمور مخصوص به هر ايالت مىفرستد .
هامش
( 1 ) - بايد در جنوب باشد نه در مشرق .
( 2 ) - بايد دامغان باشد و نه مغان .