تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1167

مساهمون:

ص١١٦٧
جمعيت شهر كاسته شده است . به حاكمان ايالات خان مىگويند ، و از اين لفظ قدرت و توان‌مندى اراده مىشود ، و لقب قديم فرمانروايان آسياى كبير بوده است . در فصل نهم تاريخ كينت كورث (
Quinte Curce
) آمده كه دو نفر از پادشاهان هند پرتى خان (
Porti Can
) و موزى خان (
Musi Can
) بدين لقب ملقب بوده‌اند . مردم مشرق زمين بر خلاف ما كه لقب را در اول اسم در مىآوريم به آخر آن مىافزايند ، و اكنون نيز در مشرق زمين رسم بر همين است ، و فرمانروايان اين سرزمين پهناور كه از سواحل درياى خزر تا ديوار چين دامن گسترده است همه با لقب خان خطاب مىشوند . مثلا مىگويند خاقان يا خان كبير كه عنوان فرمانرواى تركستان جنوبى است . همچنين مىگويند خان بلخ ، خان سمرقند ، خان بخارا كه همه از تيره‌هاى ازبك مىباشند . و خان قبايل خانه به دوش و چادرنشين تاتارهايى كه در سرزمينهاى مجاور لهستان سكونت دارند . خانها عموما مانند يك پادشاه كوچك بر سرزمين و قوم خود حكومت مىكنند و مانند سلاطين كاخ ، دربار ، ديوان محاسبات دارند . همچنين در قصر خود براى ساختن و پرداختن و نمايش دادن آثار هنرى و صنعتى داراى كارگاهها و گالريهاى مخصوص مىباشند . تنها فرق خان‌ها با پادشاهان در سازماندهى اين است كه عدّهء افراد قبايل و درآمد آنان از جمعيت كشور پادشاه و عايدات او ، بغايت كمتر است ؛ و اگر كسى بتواند پيش از باريافتن به دربار شاه در دربار حكام ايالات راه يابد ، و سازمان و آداب فرماندهى وى را به نظر تحقيق و تأمّل بنگرد براى وى به راستى جالب و دلپذير و خاطره انگيز خواهد بود . حكام در نكو داشتن و آراستن سپاهيان خود كه به روش چريكى اداره مىشوند سعى بليغ به كار مىبرند . هر يك اين چريكها به شرحى كه بعدا به تفصيل خواهم گفت در خانهء خود زندگى مىكنند ، اما مراقبت تام و تمام به عمل مىآيد كه هر كدام آنان داراى اسبى تيزگام و خوب ، و سلاحى بىعيب و براق و كارساز باشد ، و هر روز به تمرينهاى نظامى بپردازد . حكام ايالات تحت شرايط و ضوابطى بر سر كار خود باقى مىمانند ، و اگر اعمال و رفتارشان مورد رضاى دربار باشد ، اگر بميرند يا مقام عالىترى يابند فرزندانشان جانشين آنان مىشوند . خان‌ها به دو دستهء بزرگ و كوچك تقسيم مىشوند . خانهاى بزرگ به خطاب