تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1164

مساهمون:

ص١١٦٤
افراد خانواده‌اش به غم مىنشينند . همچنين اگر فرزند نياورد ناشاد مىشوند . رسم بر اين است همين كه شاهزاده خانم وضع حمل كرد به شاه خبر مىبرند ، و از او مىپرسند ميل و ارادهء شاه نسبت به نوزاد چيست ، و با او چه بايد كرد . آن گاه پادشاه با نظر مساعد يا نامساعدى كه به پدر و مادر نوزاد دارد و با توجه به خلق و خوى خود فرمان لازم را صادر مىكند . شاه صفى اول عمه‌اش را كه همسر شيخ الاسلام بود چندان دوست مىداشت كه هيچ يك از پسرانش را كور نكرد . من سه نفر از پسرانش را ديده‌ام ، بزرگ‌ترين آنان برعكس از عمه‌اش كه يگانه خواهر پدرش بود چندان متنفر بود كه به وى اجازه نداد به هيچ يك از نوزادانش خواه پسر و خواه دختر شير بدهد ؛ و اين مادر سيه ستاره تيره روز هرگز بچه‌هاى خود را زنده نديد ، و براى اين كه بيشتر او را شكنجه كند ، و دلش را بسوزاند در حالى كه خشونت و تيزخشمى و وحشيگرى را نسبت به عمه‌زادگانش روا مىداشت بر ديگر نوزادان و بچه‌هاى دودمان سلطنت كه قرابتشان از عمه‌زادگانش بسى كمتر بود هرگز آسيب نرساند نه كورشان كرد و نه آنان را كشت . همين كه شاه نو بر اريكه سلطنت تكيه زد ، براى اين كه خاطرش را از انديشه‌هاى بدخواهى برادر و برادرزادگانش بپردازد فرمان داد يا آنان را به زندان درافگنند يا كور كنند و يا بكشند . و در اجراى اين فرمان هيچ مانعى و مشكلى در ميان نيامد ، زيرا هيچ كس ندانست شاه كى بدين عمل تصميم كرد ، و چه زمان اجرا شد . شگفت‌انگيزتر اين كه تقريبا هيچ كس آگاه نشد كه پادشاه چند پسر ، چند برادر و چند خواهر داشت . كشور ايران به سرزمينهاى دولتى و خاصه تقسيم مىشود كه در اصطلاح محل موقوفه و خاصه مىنامند « 1 » و به معنى املاك عمومى و املاك اختصاصى است . معنى موقوفه درهم فشرده و كنار گذاشته شده ، و معنى خاصه ، خصوصى است . همچنين سرزمينهاى دولتى به معنى و مفهوم ممالك ، يعنى اراضى متعلق به دولت مىباشد . فرق سرزمينهاى دولتى و املاك خاصه اين است كه حاكم هر ايالت در حكم شاه
هامش
( 1 ) - وقف از نظر لغّوى به معنى ايستادن ، آرام گرفتن ، منع كردن ، جلوگيرى كردن ، بازداشتن ، فرو نشاندن جوشش ديگ به آب سرد ، نگهداشتن و حبس كردن است ؛ و طبق ماده 55 قانون مدنى وقف عبارت است از اين كه عين مال حبس و منافع آن تسبيل شود .