تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1135

مساهمون:

ص١١٣٥
كه نياز زياد به رفتن حمام ندارند كمتر بدان جا مىروند ، و مردمان مناطق شرق و جنوب نيز غالبا در رودخانه‌ها و بركه‌ها و غديرهاى نزديك خود تنشان را مىشويند . سه عامل : به جا آوردن احكام مذهبى ، حفظ تندرستى ، و رعايت پاكيزگى محرك ايرانيان به استفاده كردن از حمام مىباشد . اسلام به مسلمانان توصيه كرده است كه همواره تن خود را از پليدى بزدايند ، و چون همبسترى و نزديكى با زن خود نوعى آلودگى است به اطاعت از احكام دينى ، پس از همخوابگى با زن به حمام مىروند ، و گاه بعضى از افراد خرافى و موهوم پرست روزى بيش از يك بار به حمام روى مىآورند . از روى ديگر چون از مسامات بسيار ريز پوست بدن همواره عرق و ديگر مواد زائد دفع مىگردد زدودن آن براى حفظ تندرستى دربايست است ، و اگر آدمى مدتى دراز از رفتن به حمام بازماند مسامات پوست مسدود ، و راه تعرق بسته مىشود و آن گاه بدن سخت به خارش مىافتد و سپس عوارض ديگرى در تن پديد مىآيد كه بىحسى دست و پا نشانهء آن تواند بود . اما اگر بدن شسته و پاكيزه بماند هرگز اين عوارض آزار دهنده روى نمىنمايد . اين نكته نيز بديهى است كه در نقاط گرم تعرّق سريع‌تر و بيشتر از جاهاى سرد صورت مىپذيرد ، بنابراين شستشوى بدن در فواصل كوتاه‌ترى بايد انجام يابد . گرمابه‌هاى ايران عموما از سه اتاق بزرگ يا سه محوطه كه همهء جوانب آن با ديوار مسدود شده تشكيل شده است . نور از راه شيشه‌هاى دايره شكلى كه بالاى سقف تعبيه شده به درون مىتابد و آن را روشن مىكند . دور محوطهء اول كه از دو محوطهء ديگر بزرگ‌تر است صفه‌هاى چوبين جاى دارد كه مشتريان لباسهاى خود را پس از جدا كردن از تن روى آنها مىگذارند . محوطهء دوم كه معمولا چهار گوشه است شش تا هشت پا قطر دارد . در ميانش حفره‌ايست حوض مانند به وسعت سه يا چهار پاى مربع كه كف آن با صفحه‌اى از چدن پوشيده و ثابت و محكم شده است . آب گرمابه را با سوزاندن خار و خس و تپاله و برگهاى خشك درختان در زير همين صفحه ، گرم مىكنند . اين كار از بيرون گرمابه انجام مىگيرد . چون در ايران هيزم زياد نيست گرم كردن گرمابه‌ها با هيزم ممنوع است و اگر چنين منعى نيز در ميان نبود چون هيزم در اين كشور گران است ، هيچ گرمابه‌دارى براى گرم كردن حمام خود از هيمه استفاده نمىكرد . افزون بر اين چون گلخن بايد ساعتها تافته باشد آتش تپاله دوام بيشتر دارد .
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1135 | ژان شاردن / اقبال يغمايى