تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1132

مساهمون:

ص١١٣٢
شناختن فوايد آبهاى معدنى برنمىآيند و بدانها نمىپردازند . شايد هم خشكى و پاكيزگى هوا آنان را از توجه به چشمه‌هاى آب گرم و فوايد بىشمار آن بىنياز مىكند . من از اين گونه چشمه‌هاى آب گرم در گرجستان و پارت و باكتريان و عراق عجم و دوازده فرسنگى اصفهان بسيار ديده‌ام ، در آب معدنى نزديك اصفهان دو خاصيت عجيب وجود دارد ، نخست اين كه گل آن چنان است كه اگر بر روى زبان بگذارند مىچسبد و آن را مىسوزاند . دو ديگر اينكه در اين چشمه‌هاى آب گرم چندان مار زياد است كه هيچ كس جرئت نزديك شدن به آنها را ندارد . بارى ، به هر علت كه باشد ايرانيان بر خلاف ما كه از دواهاى قىآور مانند آنتى مون (
Antimoine
) و نظاير آن به هنگام لازم استفاده مىكنيم هرگز دواهاى شيميايى به كار نمىبرند . پزشكان ايرانى بر حسب نوع بيمارى بيماران ، و بنا به اقتضاى وضع و حالت مريضان خود دواهاى متفاوت تجويز مىكنند . مثلا براى افزايش اخلاط يا تصفيهء آنها از جوشاندهء تخم ريز يا درشت گياهانى كه خاصيت تب بر دارند ، و قلب و سينه را نيز تقويت مىكنند سود مىجويند . معمولا وزن اجزاء يك دوا به پنجاه مثقال كه تقريبا معادل نيم ليور است ، مىباشد . از اين مجموع جوشانده‌اى به وزن سه ليور درست ، و بيمار را به خوردن آن ناچار مىكنند ، و دور نيست كه كلمهء چولپ (
Julep
) فرانسوى از لفظ جوشاندهء گرفته شده باشد . اين جوشانده يا شربت را چند روز پياپى ، هر روز دو يا سه بار به مريض مىدهند . اين جوشانده بيش از آنچه در مداوا سودمند افتد اثر كمّى دارد يعنى چون معده گنجايش آن همه را ندارد يا بيمار قى مىكند ، يا شكمش چنان تنگ مىگيرد كه مىخواهد بتركد . پزشكان ايرانى چنان حاذقند كه تب بيمار را در مدتى كوتاه مىبرند ، و مىتوان آنان را همطراز اسكولاپ (
Esculape
) شمرد . اما اين واقعيت در ميان است كه وقتى بيماران به دستور اين پزشكان دوا مىخورند ، و بهبود مىيابند ، دستگاه گوارششان مختل مىگردد ، در كشاله‌هاى ران و برخى ديگر از جاهاى بدنشان دملها و غده‌هايى در وجود مىآيد ، و بسا ممكن است به بيمارى دير درمان استسقاء گرفتار شوند ، و اگر بيمار پا به مرحلهء پيرى نهاده باشد تاب نمىآورد و مىميرد . جوانانى كه از مرگ مىرهند نيز بايد چند ماه به تقويت خود بكوشند تا قلبشان نيرو و سلامت از دست رفته را باز يابد ؛ و من جوانان بسيارى ديده‌ام كه چند سال همچنان به درمان كردن
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1132 | ژان شاردن / اقبال يغمايى