تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1134

مساهمون:

ص١١٣٤
به اعتقاد ايرانيان مؤثرترين دارو براى علاج كردن بواسير روغن نفت است . اگر بيمارى به بيرون تجاوز كرده باشد آن را به روغن نفت مىاندايند ، و اگر در موضع باشد پنبه‌اى به روغن نفت آغشته مىكنند و در آن قرار مىدهند . مردان و زنان ايران هر روز صبح با ميله‌اى باريك و صاف و ظريف به چشمان و ابروان خود سرمه مىكشند ، و بر اين باورند كه سرمه بر بينايى چشم مىافزايد . اما زنان همه بدين اميد و هوس سرمه مىكشند كه جاذبه‌شان بيشتر شود و زيباتر و دلرباتر جلوه نمايند . مشت و مال يكى ديگر از تدابير درمانى دردمندان است . توضيح اين كه اگر كسى در خود احساس خستگى و ملال و فرسودگى كند به پشت مىخوابد آن گاه دلاك يا خدمتگرش روى شكمش مىنشيند و اعضايش را يكى پس از ديگرى مىكوبد ، از آن پس روغن گردو به تنش مىمالد و مدت زيادى تنش را مالش مىدهد تا اعصاب و عضلاتش نرم و ملايم شود . رسم مردم ايران نيست كه به بيماران خود شير بخورانند اما به كسانى كه به بيمارى استسقاء گرفتار شده باشند شير مىدهند . پزشكان ايرانى به بيماران خود مؤكدا توصيه و سفارش مىكنند اولا تا بهبود كامل نيافته‌اند هرگز لباس زير و روى خود را عوض نكنند ، و گر چه بر اثر گرمى هوا تن و لباسشان بدبو شود . ثانيا در نخستين روزهاى بيمارى جز برنج پخته شده با آب بدون روغن نبايد چيزى بخورند ، اما وقتى بيماريشان سبك شد مىتوانند به كته مقدار كمى روغن بادام بيفزايند . وقتى حال بيمار كاملا رو به بهبود نهاد جوجه و سبزى آميخته به فلفل و دارچين به كتهء او اضافه مىكنند اما نبايد نجويده ببلعد . در سواحل خليج فارس آيين تيماردارى و مواظبت از بيماران بدين گونه است كه ليمو و نارنج زياد به بيمار مىخورانند ، و هر قدر دلش بخواهد هندوانه و خربزه در دسترسش قرار مىدهند . ايرانيان معتقدند كه نارنج دافع سرما و خاموش كنندهء آتش خشم و غضب است و صفرا و خشم مترادفند ، و نيز بيماران را از خوردن مربا منع نمىكنند . مردم ايران بر اين اعتقادند همچنان كه شستشوى تن با آب حمام چرك بدن را مىزدايد در درمان كردن برخى از بيماريها اثر بسيار دارد . گفتنى است كه ايرانيان بر اطلاق بيش از ديگر مردمان كشورهاى مشرق زمين از آب حمام استفاده مىكنند . اما ساكنان مناطق شمالى و مغرب چون در محلهاى نسبة سردتر زندگى مىكنند از اين رو
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1134 | ژان شاردن / اقبال يغمايى