به آن گزانگبين « 1 » مىگويند . اين ماده از عسل و شيرهء نى شكر نرمتر و ملايمتر است ، و در طبابت زياد به كار مىرود . گزانگبين در فصلهاى بهار و تابستان روى برگهاى يك نوع درخت مىتراود ، و همانند پوست نازكى گسترده مىشود و نيمه منعقد مىگردد .
مرمكى در سرزمين پارس ، خشخاش در بيشتر مناطق ايران ، از جمله در حوالى اصفهان ، و فلوس و سنا در ايالت خراسان به دست مىآيد . ريوند نيز در ايران مىرويد ، اما بيشتر از سرزمينهاى همسايه مخصوصا از تاتارستان صغير مىآورند . كچوله كه به اعتقاد برخى براى همهء حيوانات زهرى خطرمند است در بيماريهاى سخت به كار مىرود ، در بسيارى از نقاط ايران به دست مىآيد امّا چون زهرناك است در مصرف آن اندازه نگه مىدارند . اما شيرين بيان و شنبليله همان سان كه به صورت علف در اروپا مىرويد در كوهستانهاى ايران نمو مىكند .
همچنين ايرانيان از قلياى گياهى ، نشادر ، زرنيخ و بعضى از موادّ مشابه آنها سود مىجويند ؛ و براى درمان شكستگيها و ضرب خوردگيها ، و در رفتگيها و مداواى خنازير از موميايى استفادهء زياد مىكنند . و بر اين اعتقادند كه موميايى در درمان كردن اين عوارض تأثيرى شگفتانگيز دارد .
اين جمله نام برخى از موادى بود كه ايرانيان دواهاى طبّى خود را از آنها تركيب مىكنند ؛ افزون بر اينها براى درمان بيماريهاى قلبى و تقويت آن از بعضى ادويه به مقدار نسبة زياد سود مىجويند . ادويهء مورد نظر از اجناس مشابه آنها كه در كشورهاى ديگر به دست مىآيد بسى بهتر است . چون بعضى از اجزاى متشكله اين داروها را كه مرواريد و پادزهر است خود دارند ، و برخى ديگر را از جمله ياقوت و عنبر اشهب ، از خارج وارد مىكنند .
چنان كه پيش از اين به مناسبت ياد شد پادزهر ايران بهترين انواع آنست ، و از پادزهر هندى بسى بهتر و اثربخشتر مىباشد . همچندان كه در ايران معادن فلزّات متعدّد فراوان است چشمههاى آب گرم معدنى بسيار مىباشد ؛ اما هرگز از اين آبها چنان كه سزاست ياد و استفاده نمىشود ، گويا بر اطلاق وجود خارجى ندارد . طبيبان ايرانى كه در طبابت از جالينوس و ابن سينا پيروى مىكنند نه در بند كشف داروها و چيزهاى تازهاند ، و نه مىانديشند كه در دنياى ديگران چه مىگذرد و هرگز در بند
هامش
( 1 ) - در متن فرانسوى سكنجبين است .