مىپيچيد ، و زمان به زمان سرش را به زمين نزديكتر مىكرد مگر دردش كاسته شود .
استاد سلمانى به او گفت چرا اين قدر سرت را خم كردى ؟ مرد ايرانى به او جواب داد براى اين كه تو در كار خود چندان مهارت دارى و سرم را به خوبى و راحتى اصلاح مىكنى كه مىخواهم پايت را ببوسم .
با اين كه چنان كه پيش از اين ياد كردم در ايران طبيب زياد است بيمار فراوان نيست و اين موهبت مرهون هواى خشك و سالمى است كه جز در نواحى ساحلى ، در ديگر مناطق اين سرزمين وجود دارد ، و بدين سبب ، و نيز به دليل اين كه مردم در مصرف غذا زيادروى نمىكنند ، و آرامش روحى نيز دارند به ندرت مريض مىشوند .
ايرانيان با بيمارى جان شكارى كه ما اروپاييان طاعون مىناميم هيچ آشنايى ندارند ، همچنين به بيماريهاى دردناك و جانگزاى سنگ كليه و سنگ مثانه ، نقرس ، سياتيك ، سردرد ، درددندان و امراض مشابه اينها آشنا نمىباشند . در ايران بيمارى وحشتناك مقاربتى كه در سرزمين سرد و مرطوب اروپا چندين بيداد مىكند اثرات هول انگيز و بلاخيز ندارد . همچنين گرفتار بيماريهاى ريوى ، سكته ، صرع ، آبله ، نمىشوند . اما امراضى كه در ايران نسبة زياد شيوع مىيابد بادسرخ ، حصبه ، دل درد ، سينه پهلو ، و اسهال خونى است . مرض اخير را مرض تابستانى مىگويند ، زيرا گرما و خوردن يخ زياد دو عامل اصلى ظهور اين بيمارى است . ايرانيان نه تنها در تابستان يخ زياد مصرف مىكنند بلكه در زمستان نيز آب يخ و خرده يخ مىخورند .
دوم تبهايى كه يك روز در ميان يا هر دو سه روز يك بار عارض مىگردد و غالبا تب و لرز با هم است . ايرانيان اين نوع تب و لرز متناوب را بيمارى پاييزه مىنامند زيرا در ايران در دو فصل تابستان و پاييز بيماريها خيلى بيشتر از زمستان و بهار ظهور مىكنند .
سومين گروه بيماريها كه در ايران نسبة زياد انتشار دارد استسقاء ، كچلى كودكان ، آبله مرغان و امثال اين بيماريهاست كه در همهء فصلها ظاهر مىشوند ، و بسا هر كس را در هر سنّ و سال كه باشد گرفتار مىكنند . جز اين مرضها برخى بيماريهاى محلى و بومى نيز وجود دارد كه يكى از آنها بيمارى كرم ساق پاست كه در سراسر كنارههاى درياى خزر انتشار دارد ، و مىتوان گفت همهء ساكنان سواحل اين دريا از اين مرض رنج مىكشند .
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1128
مساهمون: ژان شاردن
ص١١٢٨