تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1127

مساهمون:

ص١١٢٧
كشيدن دندان هرگز ديده و شنيده نشده كه خطرى براى كسى پيش آمده باشد يك روز كه مشاهده كردم با نشتر وحشت‌انگيزى قصد فصد من كرده‌اند سخت در هراس افتادم . اين نيز گفتنى است كه فصّادان روزها به عمل فصد مبادرت مىورزند تا رگها را بهتر ببينند . دلّاكان در تراشيدن سر به راستى مهارت تمام دارند ، و من بسيارى از شاگردان دلاكان را ديده‌ام كه با اين كه بيش از ده سال نداشتند به چابكى و استادى استادان خود سر مشتريان را اصلاح مىكردند . ابزار و اسباب كار سلمانيها مثل لوازم عمل فصّادان بسيار ساده است . طشتك كوچكى دارند كه گوديش بيش از گودى كف دست نيست ، در آن آب سرد مىريزند ، دستهاى خود را خيس مىكنند و مدتى به قوت سر را مالش مىدهند ؛ سپس چنان كه پيش از اين اشاره كرده‌ام در چند لحظه سر را مىتراشند ، صورت را هم به همين چابكى از ريش مىسترند ، سپس ناخنها را مىگيرند ، دستها و انگشتها را مىكشند تا حركت مفاصل آسان‌تر شود . آن گاه پشت و سينه و سر و گردن را مشت و مال مىدهند ، حكايت كرده‌اند روزى يك نفر ايرانى براى اصلاح كردن پيش يك سلمانى اروپايى رفت . مرد سلمانى در كار خود استاد نبود . مرد ايرانى از درد به خود
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1127 | ژان شاردن / اقبال يغمايى