در پاره كاغذهايى كه به صورت قيف لوله شده مىريزد ، و مىگويد فلان قدر از اين دوا بده . هنگامى كه دواها را وزن مىكنند طبيب روى پاره كاغذى طرز استفاده و مصرف دواها را مىنويسد ، به بيمار مىدهد ، و در حقش بدين عبارت دعا مىكند :
خدا شفا مىدهد .
بيمار گاهى به هنگام رفتن پنج يا شش شاهى حق معاينه به پزشك مىدهد ، اما اگر ندهد طبيب از او طلب نمىكند ، زيرا حقّ معاينهاش را قبلا روى قيمت دواها كشيده است . گفتنى است دواهايى كه پزشكان ايران تجويز مىكنند مانند دواهاى اروپاييان ساخته و آمادهء مصرف نيست ، بل كه بايد آنها را درست كنند .
برخى از بيمارداران پزشك را براى معاينه و معالجهء مريض خود به خانه دعوت مىكنند ، در اين صورت بايد براى حق القدم بار اول طبيبان طراز اول ده شاهى كه معادل چهل و پنج سوى ماست بپردازند ، و براى نوبتهاى بعد نصف اين مبلغ را مىدهند . بهاى گرانبهاترين دواهايى كه در خانهها تهيه مىشود از شش يا هفت سو درنمىگذرد ، و قيمت دواهاى عادى بيش از هجده دينار نيست .
پزشكان ايرانى هنر خود را در معالجت بيماران بدين گونه اعمال مىكنند ، و چون هواى آن كشور گرم و خشك است نتيجه مىگيرند ؛ چنان كه مىتوان باور كرد عامل خشكى و پاكى هوا در معالجت بيماران بيش از حذاقت پزشكان اثر دارد . امّا در مملكتى كه هوايش مانند كشور ما مرطوب و بد است طبابت بدين گونه ثمر بخش نيست .
تا يادم نرفته بگويم پزشكانى كه شاگرد كار آموز دارند نسخه را پيش از آن كه براى آماده كردن دارو به مسؤول مربوط بسپارند ، به كار آموز مىدهند تا او بخواند و طرز نوشتن نسخه و دستور پرهيز را فرا گيرد .
ايرانيان بسيار بار كمتر از اروپاييان فصد مىكنند ، اما اگر موردى پيش آيد مثلا در خود احساس خارش ، گرفتگى ، سنگينى ، ناشكفتگى و امثال آن كنند بدون مشورت و كسب اجازهء طبيب ، بىتوجه به شرايط و لوازم به عمل فصد مبادرت مىورزند . من صدها بل هزاران بار كسانى را ديدهام كه پاى ديوار كوچه فصد مىكردهاند . دلاكها تنها خبره و عامل اين كارند . آنان بيمار را پاى ديوار مىبرند ، و هر دو چنان راست روى زمين مىنشينند كه سنگينى بدنشان روى پاهاشان بيفتد . آن گاه دلّاك تسمهء چرمينى را كه هميشه براى اين كار با خود دارد به دور يكى از
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1125
مساهمون: ژان شاردن
ص١١٢٥