خود مىپردازيد .
من خود هنگامى كه در كرمان بودم متوجه اين نكته شدم . در آن جا به تب سختى گرفتار شدم ، و پس از تحمّل شش روز دردمندى خود را به پزشكى رساندم .
حالم چنان بد شده بود كه اميدى به زنده ماندن نداشتم وقتى طبيب دستم را براى معاينه و علاج كردن گرفت و نبضم را امتحان كرد گفت : هيچ ناراحت و نگران مباش ، بيماريت شديد نيست ؛ دو ساعت بعد از آن كه دوا خوردى تبت قطع مىشود .
يك جراح فرانسوى كه همراهم بود وقتى حرفهاى اميد بخش طبيب را شنيد به من گفت : اين مرد ديوانه است ؛ اما چنان كه در يكى از فصول آيندهء كتابم شرح خواهم داد وعدهء پزشك موصوف كاملا راست از كار درآمد ، و توانست پس از مدتى كوتاه تبم را قطع كند ، و سلامتم را باز گرداند .
طبابت در ايران به روش جالينوس ، و به اقتضاى موقع طبيعى در هر قسمت كشور به روشى خاص عمل مىشود . اين طبيب را كه ما گالين
) Galien (
مىناميم جالينوس مىخوانند ، و دربارهء وى حكايات و افسانههايى پرداختهاند ، از جمله با اين كه وى صد و شصت سال بعد از حضرت مسيح مىزيسته معاصر مسيح مىدانند و مىگويند ميان اين دو رابطهء دوستى صميمانهاى برقرار بوده است ؛ و شايد اين افسانهپردازيها از تفكرات علماى اسلامى سرچشمه گرفته باشد كه بر اين اعتقادند هر وقت خداوند پيغمبرى را براى ارشاد و راهنمايى مردمان مبعوث مىفرمود به آنان آن قدرت و توانايى مىداد كه آنچه را در آن هنگام ميان مردمان معمول بود و به زحمت انجام مىكردند خوبتر و زودتر انجام بدهند تا همان به جاى معجزهشان باشد مثلا مىگويند حضرت موسى زمانى به پيغمبرى مبعوث شد كه ميان قوم بنى اسراييل طلسم و سحر و جادو رواج بسيار داشت ، و خداوند به حضرت موسى نيروى خارق العادهاى كرامت كرد كه جادوگريش بسيار بار شگفتانگيزتر از جادوگريهاى اهل اين صنعت در آن هنگام بود . همچنين دوران تازه جوانى حضرت عيسى مقارن با زمانى بود كه پزشكان مانند جالينوس در معالجت بيماران اعجاز مىكردند . از اين رو خداوند به پيغمبر خود عيسى آن مايه حذاقت عنايت فرمود كه بيماران را در دم درمان مىكرد .
افسانههاى مسلمانان مشعر بر آنست كه وقتى جالينوس آوازهء اعجاز حضرت عيسى را در معالجت بيماران شنيد به خود گفت : اين صنعتگرى از طبيبان برنمىآيد ، بىگمان او پيغمبر است و اين خيال چندان در ضميرش نيرو گرفت كه نامهاى بدين