فصل پانزدهم پزشكى
در ايران پزشكان را حكيم مىنامند ، و شايد اين لفظ از كلمهء عبرى (
Hakaym
) كه به معنى نگهبان زندگى است گرفته شده باشد . پزشكان از زمانهاى بسيار دور همواره مورد احترام جامعه بودهاند ، و هنر طبابت پيوسته كارى ارجمند بوده است . اين نكته نيز درخور گفتن است كه خاستگاه فن طبابت مشرق زمين بوده ، و كهنترين و نامورترين پزشكان زمانهاى قديم از اين اقليم برخاستهاند . زيرا افزون بر دلايل ديگر ، نام بيشتر داروهاى طبى قديم و اصطلاحات آن عربى است . امّا بىگمان در زمان حاضر در سراسر مشرق زمين هيچ كشورى نيست كه در هنر و فن پزشكى مانند ايران پيش رفته باشد ، و پزشكانش بسيار باشند . مردم ايران گاهى به مناسبت در محاورات خود مىگويند : پزشكان اخترگران را مىبلعند ، و اين اشارتى است كه اين دو گروه در اجتماع از مزاياى مادّى و معنوى بسيار برخوردارند . پادشاه همواره در دربار خود چندين پزشك نامور نگهدارى مىكند ، و هر سال افزون بر دو ميليون و پانصد هزار ليور به آنان حقوق مىدهد و اين مبلغ جز از صلات و جوايز و هزينهء مأموريتهاى آنهاست .
ايرانيان پزشكان و اخترگران را از لحاظ شأن و مقام اجتماعى در يك رديف به شمار مىآورند ، و هنر آنها را چنان وابسته به هم مىدانند كه در نظرشان پزشكى و اخترگرى مكمّل يكديگر است . زيرا ايرانيان بر اطلاق به ستارهشناسى بيش از آنچه در تصور آيد اعتقاد دارند . از اين رو پيش از آن كه يقين نكنند ساعت براى انجام كردن كار مورد نظرشان سعد است هرگز بدان نمىپردازند ، فى المثل اگر بيمار شده باشند تا اخترگر به ايشان نگويد ساعت براى خوردن دوا ، يا خون گرفتن سعد است ، ناشدنى