جهان اى برادر نماند به كس * دل اندر جهان آفرين بند و بس
مكن تكيه بر ملك دنيا و پشت * كه بسيار كس چون تو پرورد و كشت
چو آهنگ رفتن كند جان پاك * چه بر تخت مردن چه بر تيره خاك
* *
برگ درختان سبز در نظر هوشيار * هر ورقش دفترى است معرفت كردگار
* *
نيم نانى گر خورد مرد خداى * بذل درويشان كند نيم دگر
ملك اقليمى بگيرد پادشاه * همچنان در بند اقليم دگر
* *
ابر و باد و مه و خورشيد و فلك در كارند * تا تو نانى به كف آرى و به غفلت نخورى
همه از بهر تو سرگشته و فرمان بردار * شرط انصاف نباشد كه تو فرمان نبرى
* *
اى كريمى كه از خزانهء غيب * گبر و ترسا وظيفه خور دارى
دوستان را كجا كنى محروم * تو كه بر دشمنان نظر دارى