انكار نمىتوان كرد اينست كه آثار منظوم زبان فارسى همه سرشار از معانى بلند ، انديشههاى تابناك ، و كلمات و عبارات شيوا و شيرين است ، و الفاظ چنان استادانه به كار رفته كه به كلمات و عبارات و مفاهيم بىجان جان مىبخشد ؛ و چنان شنونده را تحت تأثير قرار مىدهد كه به كنايت و در مثل مىگويند همچنان كه سنگ تراش ماهر بر روى سنگ نقشهاى بديع مىآفريند ، و صورتگريهاى زيبا مىكند آثار شاعران نكته سنج چنان تفكرات و انديشههاى متعالى در دلها و ذهنها پديد مىآورد كه وصف آن به گفتن در نمىآيد . اشعار فخيم بعضى از سرايندگان بزرگ ايران در نظرگاه خوانندگان يا شنوندگان چنان اوج مىگيرند كه ظاهر و قالبشان از نظر ناپديد مىشوند و اصالت و معانى بلندشان چون چشمهاى فياض و جوشان در اذهان به جلوه در مىآيند . كنايات و استعارات و اشارات شيرين و دلپذير اشعار فارسى چندان لطيف و زيباست كه درك و فهم ظرائف آن براى كسانى كه تخيّلات لطيف و قوّت طبع ندارند هرگز ميّسر نيست .
استعارات و كنايات و تمثيلاتى كه در اشعار زبان فارسى به كار مىرود بيرون از حساب و نامحدود است ؛ همه در نهايت لطافت و تازگى و پاكيزگيست ، و هيچيك از زبانهاى اروپايى آن كمال و فسحت ندارد كه بتواند شارح و بيانگر آن همه لطائف و ظرائف و ريزهكاريهاى بديع باشد . افزون بر اين ، چون همهء مضامين و مفاهيم و تعبيرات و كنايات اشعار سرايندگان ايران از ادبيات فرهنگ و محيط زندگى خودشان متأثر است ، برگرداندن آن و صفها و تفسيرات دلنشين به زبانهاى مغرب زمين سخت دشوار است ، و همهء بزرگان دانش بر اين قولند .
اگر اشعار زبان فارسى كه گرانمايهترين ، زيباترين ، و مشهورترين آثار ادبى مشرق زمين است با اشعار ما اروپاييان مقايسه شود آشكارا مىگردد كه ارزش اشعار ما از نثر فزونتر نيست .
ايرانيان در جشنها و گردهمآييها ، و هر زمان فراغت و فرصت يابند به شنيدن شعرهاى نغز و دلكشى كه حاصل انديشهها و تخيلات روياآفرين شاعران بزرگ آنهاست خويش را شاد و سرمست مىدارند . خوانندگان خوش الحان اين اشعار بديع و شيرين را همراه با آهنگهاى جاودانه و دلفريب مىخوانند .
اين نكته نيز گفتنى است كه يكى از نشانههاى تسلط داشتن بعضى از شعراى نامى بر لغت و ادب فارسى نياوردن يكى از حروف الفبا در قصيدهء خود
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1108
مساهمون: ژان شاردن
ص١١٠٨