فصل چهاردهم آثار منظوم ايران
ايرانيان بر اين اعتقادند كه در قرون قديم همهء فلاسفهء مشرق زمين شاعر هم بودهاند ، و دانش خود را غالبا در خلال اشعارى كه مىسرودهاند بيان مىكردهاند تا مردمان سخنانشان را ، هم خوبتر بفهمند ، و هم هميشه در ذهنشان بماند . امروز نيز هم رسم بر همين است و آنان نكات حكمى و فلسفى را تلو اشعار شيرين و دلنشين مىآورند .
سرودن شعر از جمله هنرهاى ذاتى ايرانيان است ، و همگى آنان داراى اين خصوصيّت و استعداد ذهنى لطيف مىباشند ؛ زيرا سرشت و باطن آنان سرشار از طراوت و درخشش فكرى و تخيلات زيبا و انديشههاى متعالى و گسترده دامن مىباشد ، و همگى آنان باادب ، باصفا ، ملايم طبع ، و با ذوق مىباشند ، و دلباختهء منشهاى نيكو هستند . زبان ايرانيان بسيار شيرين و دلنشين ، و سرشار از لطائف و ظرائف است ؛ گويى مخصوصا براى نمودن نكات ادبى و هنرى ، و سرودن شعر پرداخته شده ، و چنان خوش آهنگ و دلپسند است كه حتى كسانى كه يك كلمه زبان فارسى نمىدانند از شنيدن آهنگ اشعارى كه بدين زبان سروده شده چنان به وجد مىآيند كه حالتى غير قابل وصف بر ايشان عارض مىشود .
ايرانيان كلامى را كه وزن و قافيه داشته باشد نظم و كلام غير منظوم را نثر مىنامند ، و چون بر اين اعتقادند كه شعر به سخن لطافت و گيرايى و زيبايى خاص مىبخشد هم نوشتههاى خود را جا به جا با اشعار و ابيات پر معنى و متناسب مىآرايند و هم سخنان خويش را با ابيات سخته و دلپذير زينت مىدهند كه بيشتر و بهتر در دل شنوندگان بنشيند .