تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1107

مساهمون:

ص١١٠٧
شعرهاى لاتين وزن و بحر برخى بلند و بعضى كوتاه است ، و تقطيع آنها سهل و ممتنع است ، يعنى هم از جهتى آسان مىنمايد و هم از روى ديگر دشوار است . از نظر صناعت ادبى اشعار فارسى به اقسام مختلف قطعه كه به معنى قسمتى از زمين است ، مصراع ، بيت يا فرد ، رباعى ، مسدّس ، مثمّن ، مثنوى و قصيده كه مشتمل بر ابيات زياد است تقسيم مىشود . عدهء ابيات غزل معمولا از دوازده كمتر و از سى بيشتر نيست ، و جنبهء عاشقانه دارد ؛ اما برخى از شاعران غزل پرداز از جمله حافظ معانى بلند و متعالى روحانى ، اخلاقى و دينى را به رمز و اشارت و كنايت در غزلهاى لطيف و دلاويز خود آورده‌اند . عدّهء ابيات قصيده نبايد از صد بيت كمتر و از دويست بيت بيشتر باشد ، « 1 » و موضوع آن بيشتر در ستايش بزرگان است ، و ممكن است برخى نكات تاريخى يا افسانه يا پند و اندرز در آن گنجانده شود ، و يكى از اختصاصات و مميّزات قصيده اين است كه به دو قافيه جداگانه و يا مربوط به هم ساخته و خوانده مىشود . در زبان فارسى اشعارى كه عدهء ابيات آن بسيار زياد باشد نادر است ، و در دواوين اشعار سرايندگان قطعات منظومى كه شمار بيتهاى آن از هشتاد تا صد بيشتر باشد وجود ندارد ؛ و منظور من اشعارى است كه در يك موضوع و در يك وزن و قافيه سروده شده باشد ، و گر نه عده‌اى از سرايندگان ايران داراى آثارى هستند كه از نظر كثرت شعر نظير آنان ميان هيچ ملتى وجود ندارد . مانند شاهنامه كه چنان كه پيش از اين گفته‌ام محتوى شصت و پنج هزار بيت است . اين منظومه‌هاى بزرگ كه ديوان نام دارد « 2 » غالبا به فصلها و عنوانهاى مختلف تقسيم شده است . ديوان به معنى محفل و مجمع دانشوران و دانايان مىباشد ؛ زيرا در اين منظومه‌ها جا به جا نكات اخلاقى و پند و اندرزهاى سودمند آورده شده است . شعر فارسى داراى ضوابط و قواعد خاصى است كه با اصول سرايش شعر در زبانهاى اروپايى تفاوت زياد دارد . بسا ممكن است يك كلمه دو يا سه بار به صورت واحد در محلّ قافيه آمده باشد و هر كدام داراى مفهوم و معنى جداگانه باشد . آنچه
هامش
( 1 ) - توضيحات شاردن در مورد تعداد ابيات غزل و قصيده درست نيست . ( 2 ) - ديوان مجموع آثار منظوم هر شاعر است ، همچنين دفترى كه همه آثار شاعرى در آن فراهم آمده باشد . و نيز مطلق تشكيلات ادارى را مخصوصا سازمان ادارى محاسبات را ديوان مىگويند چنان كه در دوران فرمانروايى مغولان رئيس كل تشكيلات ادارى را صاحبديوان مىگفتند .
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1107 | ژان شاردن / اقبال يغمايى