مىباشد . به اين معنى كه شاعر فى المثل ضمن سرودن قصيده مىكوشد كه در سلك ابيات قصيدهاش حرف « الف » يا « ب » يا يكى ديگر از حروف الفبا را نياورد .
حكايت كردهاند يكى از شاعران قصيدهء بىالفى را كه در مدح پادشاهى سروده بود در حضور او مىخواند . قصيدهء مورد پسند شاه قرار نگرفت و پس از اين كه همه آن را شنيد به تعريض به سراينده گفت : كاش قصيدهات را چنان مىسرودى كه هيچيك از حروف در آن نبود ! « 1 »
محتواى بيشتر اشعار معروف فارسى اخلاق ، و بعد از آن مفاهيم عاشقانه است كه ذوق را بر مىانگيزد . اما شرايط عشقبازى ايرانيان با كيفيت عشقورزى ما اروپاييان تفاوت بسيار دارد ، زيرا در اين سرزمين نه تنها دوشيزگان رسيده در انظار نامحرمان نمايان نمىشوند ، بل كه زنان شوى كرده نيز چندان كه بتوانند به كوى و برزن قدم نمىگذارند و مردان به ناچار با زن خود يا زنان روسبى نرد عشق مىبازند . از اين رو بيشتر مضامين اشعار عاشقانهء شعراى ايران دربارهء شكوه از سردمهرى و بىاعتنايى معشوق ، و ستايش زيبايى چهره ، و اعتدال بالاى دلجوى اوست ؛ و چون احساسات و تخيّلات ساكنان مشرق زمين بر اثر گرماى محيط ، حادتر و تيزتر است اشعار سرايندگان آنان نيز از هيجانها و جوش و خروشهاى بيشتر مايهور است . در يكى از آثار منظوم ايران عشق به كمال جوشش خود تجلّى كرده است ، و آن منظومهء يوسف و زليخاست كه قهرمان خدا ترس و خويشتندار آن يوسف ، و دلدادهء هوسناك و گنهگارش زليخا همسر پوتيفار (
Putiphar
) است ؛ و آنچه در اين هوسنامه درخور آفرين و تحسين مىباشد پرهيز يوسف از شرابخوارى و فسق و رسوايى است ، و بيشتر ابيات منظومه متضمن دقايق ارشاد و دورى جويى از ارتكاب معصيت است .
يكى از افراد نامور و وابسته به دستگاه سلطنت كتابى در شرح احوال و آثار گروهى از شاعران تأليف كرده كه گر چه نام و نمونهء اشعار بسيارى از سرايندگان در آن جمع آمده اما چون همهء كسانى كه از آنان ياد شده از نظر ادبى و هنرمندى در صنعت شاعرى هم طراز نمىباشند كتاب موصوف خالى از عيب نيست . « 2 »
در اين روزگاران ميان همهء شاعران سعدى و حافظ از اعتبار و شهرت خاص
هامش
( 1 ) - اين حكايت را عبد الرحمن جامى در بهارستان خود كه به تقليد گلستان پرداخته آورده است .
( 2 ) - اشارهء شاردن به تذكرهء تحفهء سامى است .