تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1061

مساهمون:

ص١٠٦١
اگر به اميد اين كه پروردگار چيزى به شما عنايت فرمايد عبادتش مىكنيد سوداگرى سودجو مىباشيد ، اگر از ترس خدا را نيايش و پرستش مىكنيد رسم بندگى را به جا مىآوريد ، اما اگر بدون چشم داشت به كرم و لطف عميم پروردگار فارغ از سخط و غضب او از سر شوق و ايمان وى را مىپرستيد آزاده و پرستندهء راستين مىباشيد . كسى كه هنرى به فرزندش نمىآموزد حق ندارد شيوهء تقلّب و فريبكارى را به او ياد بدهد . هر كس در بستر مرگ بيفتد آشنايان و كسانش در صدد تجاوز و تخطى به او برمىآيند . مستان را به حال خود رها كنيد زيرا آنان به بدبختى و هلاك خود مىكوشند . اول همسايگان را بشناسيد سپس خانه بخريد . الجار ثم الدار . پيش از آن كه راه سفر را بپرسيد همسفر مشفقى بجوييد . اگر اميد داريد ديگران به شما نيكى كنند از احسان كردن به ديگران دريغ نورزيد . بار شرمندگى از خطا كارى سنگين‌تر از خجلت پوزشگرى است . اعتراف به خطاكارى نشان عظمت و قابليت روح است . خشم و غضب با جنون موقتى آغاز مىشود و با تأسف و پشيمانى و شرمسارى پايان مىپذيرد . وقتى توانايى به پايان مىرسد كوشش و تلاش بىحاصل است . دوره زندگى چهار گروه مردمان فاقد لطف و صفاست : پرخاشگران ، حاكمان بىرحم و ستمگر ، غاصبان و مسرفان . ترحم بر ستمگران و زشتكاران ستم بر صالحان و نيك مردان است . در كويى كه ساكنانش جاهلان متعصب‌اند خانه مگيريد . زبانى كه بسته ماند به از زبانى است كه به دروغگويى باز گردد . داشتن نگهبانى وفادار از دارا بودن خيل سربازان محافظ بىتفاوت بهتر است . براى پادشاهان برادران ايثارگر ، براى حسودان آرامش و براى دروغگويان حسن نظر وجود ندارد .
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1061 | ژان شاردن / اقبال يغمايى