تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1058

مساهمون:

ص١٠٥٨
دوست واقعى كسى است كه آدمى را از انجام دادن كارهاى زشت باز دارد ، و به اعمال نيكو رهنمون شود . كسى كه مىكوشد دوست دو دشمن باشد همواره مورد بدگمانى هر دو دشمن خواهد بود . معنى كلمهء دوست چندان وسيع است كه به گفتن نمىگنجد . دوست شما دربارهء شما همان مىانديشد كه شما دربارهء او مىانديشيد . قلب هر كس آينهء تمام نماى وجود اوست . اگر نگاه شما قوت نفوذ به قلب ديگران داشته باشد مىتوانيد مهر يا قهر ، دوستدارى يا كينهء ديگران را نسبت به خود بشناسيد . كسى كه با دشمنان خود سازش كند و مهر بورزد به دوستان خويش بد عهدى و خيانت كرده است . به دشمنان درمانده و از پا افتادهء خود اعتماد نكنيد و به آنان مهر نورزيد زيرا به محض اين كه نيروى از دست رفته را باز يافتند به شما رحم و مدارا نخواهند كرد . شكيبايى در تمام موارد ستوده است ، اما نسبت به كسانى كه به دوستان ما به نظر تحقير و بىحرمتى مىنگرند صبورى جائز نيست . صبر تلخ است اما برش شيرين است . بينوايى كه شكيبايى نمىتواند چراغى را ماند كه در آن روغن نباشد . تو خود را مرد مىشمارى و حال آن كه صبر كردن نمىتوانى . دارايى در دست ولخرج ، صبر در دل عاشق ، و آب در غربال قرار و آرام نمىگيرد . شكيبايى در خرمى و شادى را به روى انسان مىگشايد ، و بىشكيبى آدمى را به كارهايى برمىانگيزد كه جز ندامت و پشيمانى حاصلى ندارد . پايان صبورى آغازگر شور و شادمانى است . عمر آدميان كوتاه و رشتهء آرزوهاشان دراز است . اميدها و آرزوهاى دور و دراز روزى تيره روزان است . تا پاى آدمى لب گور نرسد دلش از اميد و آرزو خالى نمىگردد . اميد به شرط اين كه رهنمونى هشيوار و آگاه باشد براى آدمى يارى دمساز و موافق است . او هرگز شما را به حال خود رها نمىكند ، و به هنگام ضرورت نوازشتان مىكند ، و سخنان شيرين و دلپذير به گوشتان مىخواند .