تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1059

مساهمون:

ص١٠٥٩
خر عيسى گرش به مكّه برند * چون بيايد هنوز خر باشد .
شايد كه جابه‌جا كردن كوهى بزرگ ميسّر مىشود ، اما اگر شنيديد خوى بدى كه در نهاد كسى بوده به نيكى بدل شده باور نكنيد . شيطان فرشته بود چون به طبع سركش بود ، به جرم سرپيچى از فرمان خدا از بهشت رانده شد . لوازم و وسايل زندگى هر چند كه بسيار ساده باشد ، از آنكه نباشد و خانه خالى ماند ، بهتر است . ماكيان چينه‌دان خود را با دانه دانه بر چيدن خورش انباشته مىكنند . هر پادشاهى كه خوب باشد همهء افراد ملتش نگهبان اويند . پادشاه بيدادگر رودخانهء بدون آب را مىماند . طبيعت مردمان بر اثر تغيير محلّ سكونت و افزايش عمر تغيير نمىپذيرد و هم چنان كه چهره و قيافهء هر كس تا زمانى كه زنده است دگرگون نمىگردد ، نهادش نيز تغيير نمىيابد . خو و طبيعت افراد مختلف را مىتوان به فلزاتى تشبيه كرد كه از كوه استخراج مىشوند ؛ همچنان كه نقره و سرب به هم آميخته است ، افرادى كه جامعه را تشكيل مىدهند برخى مهربان يا نامهربان ، و بعضى صالح يا طالح‌اند . آنان كه دعوى آشنايى و مهرورزى مىكنند همين كه بلا و مصيبتى بر آدمى رو آورد كناره مىجويند . اگر گفتن دروغ مصلحت آميز مجاز باشد فقط به دروغپردازان بايد گفت . خوابهايى كه شبها مىبينيم دنباله خيالها و فكرهاى روزانهء ماست . ديگ جوامع بشرى نه به كمال جوشش است و نه سرد زيرا به هر حال هر يك از افراد جامعه به نفع آن تلاش و كوشش مىكند ، اما چون اين فعاليّتها به قدر كافى نيست جوشش و غليان به حدّ كفايت نمىرسد . پيش از آن كه به آشتى جويى بينديشيم بايد در صدد كسب پيروزى باشيم . سربازى كه خوب تيماردارى شود در جنگ فداكارى مىكند . فقر و بينوايى پيوسته به دنبال مستمندان و ناداران روان است ؛ به سخن ديگر بدبختى و مستمندى هرگز تنها نيست ، و همواره رفيق راه دارد .
به دريا در ، منافع بىشمار است * اگر خواهى سلامت ، بر كنار است .
چندان به كشتگرى و آبادانى بكوشيد كه پنداريد عمر جاودان داريد .