تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1057

مساهمون:

ص١٠٥٧
آنان را گمراه مىكند . دانشوران وارسته و آزاده‌اى كه هنگام مرگ جز دوات و قلم و دفتر چيزى ندارند كه به ميراث گذارند يقين دارند كه راه بهشت جاودان به روى آنان گشاده است . ابلهى كه به روز روشن شمع كافورى مىسوزاند زود باشد كه به شبهاى تار چراغش از روغن خالى ماند . تنك مايه‌اى كه سرمايهء مادى خود را صرف آراستن اندام خويش به جامه‌هاى گرانبها كند همانند زنى است كه بيمارى خوره دهنش را از درون بخايد ، و گونه‌هايش را به غازه بيارايد . بسيار كسان بهاى وقت را نمىشناسند و آن را بيهوده هدر مىدهند ، و غافلند كه گذر عمر نيز آنان را به نيستى نزديك مىكند . دولتمندان از آن به گوشهء چشم به بينوايان مىنگرند تا حقّ نظر از ايشان بگيرند . شرارت خصم دامنگير دارايى است . نادارى و فقر از دارايى و ثروتى كه از راه نادرستى و خيانتگرى به دست آمده باشد بسى فاضل‌تر است . تهىدست خرسند اگر چه فقير و بينواست اما از هر قيد و بند آزاد است ، و بر جملهء جهان سلطنت مىكند . بزرگ‌ترين عيب فقر تحقيرى است كه مردمان دربارهء فقر روا مىدارند . خسيسان گدا طبع هرگز عمر دراز نمىكنند ، اما آنان كه در زندگى ميانه روى را رعايت مىكنند دير مىپايند . جوانمردى چكيدهء همهء فضيلتهاست . برخى از آنچه مىخوريد به فضولات مبدّل مىشود ، اما آنچه مىبخشيد مايهء شادى و انبساط خاطرتان مىگردد . قدر سه چيز جز در سه هنگام شناخته نمىشود . دليرى و جنگاورى جز به وقت پيگار ، خردورى جز به هنگام خشم و غضب ، و دوست جز به وقت نيازمندى . كسى كه فرق نيك را از بد نمىداند بايد او را در شمار حيوانها به حساب آورد .
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1057 | ژان شاردن / اقبال يغمايى