تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1044

مساهمون:

ص١٠٤٤
كسانى كه هنوز در قيد حياتند آسايش و نظم جامعه را بر هم زد . صوفيان به تأكيد تمام مىگويند اگر آنچه را درگذشتگان گفته‌اند مىپذيريد به راه آنان برويد ، و اگر در آنچه پيشينيان گفته‌اند شك داريد با دل آسودگى و آرامش خيال به جستجوى حقيقت برآييد و هرگز كارى نكنيد كه مايهء ملال و پريشان دلى ديگران شود ؛ و با توجه و نگرش به اين دستور العمل اخلاقى و انسانى اهل تصوف بر اين اعتقادند كه اصول باورهاى دانشمندان بايد مبتنى و منحصر بدين سه اصل باشد : نخست اين كه احكام مذهبى و فلسفى به همان صورت كه مورد پذيرش جامعه است ، و در كشور جريان دارد محترم شمرده شود . دوم ، به كسانى كه دچار شك و سرگردانى شده‌اند و در جستجوى يافتن طريق حقيقت مىباشند راه نمايى كنند تا بر اثر تبليغ و تلقين درست راه صواب را از خطا باز شناسند . سوم ، عقايد و باورهايى كه فاش كردن آنها به مصلحت نيست همچنان بايد سر به مهر بماند و جز به آنان كه با ايشان همدل و همرايند اظهار نكنند . اهل تصوف شك و ترديد را كليد و پروانهء ورود به دنياى دانش و معرفت مىدانند ، و بر اين اعتقادند هر كس كه شك نكند به آزمايش نمىپردازد ، و در ورود به ميدان عمل به رويش بسته مىماند ، و آن كه به آزمايش نپردازد هرگز به درك و كشف توفيق نمىيابد ، و كسى كه از كشف كردن درماند همچنان كور دل و نابينا مىماند . اما بررسى دقيق كنه عقايد اهل تصوف آشكارا مىكند كه صوفيان معتقد به آراء و عقايد فيثاغورث روح اعظم مىباشند ، و محققان برآنند كه دانشمندان اهل تصوف خطاب به خود مىگويند : من حق هستم ، وجود حقيقى منم ، نه آنچه شما به چشم ظاهر مىنگريد . اما متعصبان قشرى و ظاهرنگر اسلام صوفيان را به شرك و الحاد متهم مىكنند و بر اين پندارند كه اهل تصوف به رستاخيز و روز شمار اعتقاد ندارند ، و براى اثبات گفتهء خود به اين بيت كه از جمله اشعار پر از راز صوفيان است استناد مىجويند :
يك وجود آمد ولى صورت هزار * كثرت صورت ندارد اعتبار
به ياد دارم روزى ملايى در ميدان عمومى وعظ مىكرد . ضمن موعظت بناگاه برآشفت ، در حقّ اهل تصوف سخنان درشت و تلخ و ناهموار گفت و گفت اينان