خشك خرسند مىدارند . يا مدت بيست ساعت روزهدارى مىكنند ، و در طول اين زمان چيزى نمىخورند و نمىآشامند . همچنين هر سال روزهاى به مدت چهل روز مىگيرند . اين روزه وقت معين ندارد ، و هر كس هر زمان بخواهد گرفتن آن را آغاز مىكند . و آيين اين روزهدارى چنين است كه صائم در محلّى تنگ و محقر منزوى مىشود . چهل روز در آن جا اقامت مىكند . در تمام طول اين مدت چندان كه بتواند از خوابيدن خوددارى مىورزد . همچنين در خوراك امساك مىورزد كه در روزهاى آخر روزهدارى در هر شبانروز بيش از دوازده دانه بادام نمىخورد . وى تمام ساعات چلّه را با اعتقاد صافى به تفكر و تأمل و رياضت مىپردازد ، و با تمام وجود به جلب نظر و محبت خدا مىكوشد ، و حاصل اين امساكها ، خويشتنداريها ، و رياضتكشيها هزاران تصور به نام مكاشفه است كه در ذهنش نقش مىبندد ، و در پايان چلهدارى به ديگران مىگويد : خدا به من چنين فرمود ، و چون از درگاه حضرت حق فلان چيز پرسيدم فلان طور جواب فرمود .
من بسيارى از چله نشينان را در حال غير طبيعى ديدهام ، در صورتى كه خود را به كمال سلامت عقل و مشاعر انسانى مىپنداشتند ؛ و بر اين دعوى بودند كه مىتوانند افكار و نيات كسان را از چهرهشان بخوانند ، و بر آنچه در دلشان مىگذرد آگاه شوند . اما من هرگز اين بينش و استعداد و آمادگى ذهنى را در ايشان نديدهام . و اگر كسى به طريق تعريض و ناباورى به ايشان بگويد كه صوفيان عقل و منطق درست و سالم ندارند ، و جامعهء صوفيان متشكل از افراد دروغزن و گزافگوى و بيمار دل است در جواب مىگويند اين نسبتهاى تلخ و نادرست نشان بىاعتمادى و بدخواهى كسانى است كه نسبت به صوفيان نظر موافق و مساعد ندارند ، و فروغ اشراقى كه همواره دل صوفيان را روشن مىدارد ديدهشان را خيره نكرده است . كوردلاند ، و چشم حقيقت بين ندارند .
بارى ، بحث دربارهء معتقدات و گفتار و پندار و دعويهاى صوفيان از طريق منطق كارى بيهوده و بىحاصل است ، زيرا تصوف نيز از اختراعات و ابداعات جماعتى از افراد بشر است و به جاى اين كه حقيقتى را كشف كند و بنمايد ، بر آن پرده مىافگند .
صوفيان بر اين اعتقادند كه كليّه احكام قرآن مستلزم تفسير و تعبير است ، و اگر چه به ظواهر مذهب و انجام كردن آداب دينى و پاكيزه داشتن تن مواظبت دارند ،
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1046
مساهمون: ژان شاردن
ص١٠٤٦