تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1027

مساهمون:

ص١٠٢٧
اساس محاسبات نجومى مختل نشود هر صد و بيست سال يك ماه بر مدت سال مىافزودند . اما سبب اين كه ايرانيان باستان اندرگاه را نمىپذيرفتند مبنى بر اين اعتقاد بود كه هر روزى را يكى از فرشتگان موكل است ، و چون پنج روز اندرگاه را فرشته‌اى موكل نيست ، باشد در آن پنج روز حوادث و بلايايى سخت و سهمگين به وقوع پيوندد ، و چون محاسبات مربوط به خورشيد و اجرام فلكى تنها در نجوم و هيأت اعمال مىشود ، افزايش يك ماه در آخر هر صد و بيست سال هيچ گونه اثر بد به جا نمىنهد . برخى از مورخان و محققان نوشته‌اند در زمان حضرت رسول تازيان به منظور انطباق سال قمرى با شمسى يك ماه كه مدّت آن فقط يازده روز بود به سال مىافزودند . اين كار بسيار پسنديده و عاقلانه بود زيرا در غير اين صورت جاى فصلها تغيير مىيافت و بر مبناى سال قمرى تابستان هر سال معادل يازده روز جلو يا دنبال مىافتاد ؛ مثلا برگزارى مراسم حج اگر در تابستان بود در زمستان واقع مىشد ، و نه تنها زيارت خانهء خدا در چنان روزهايى بر همه دشوار بود بلكه به جهاتى در نظم امور زندگيشان اختلالاتى بزرگ پديد مىآورد . همين محققان برآنند كه افزايش روزهاى اضافى سه سال از زمانهاى دور ميان اعراب مرسوم بوده ، و هميشه مراسم زيارت كعبه روز بيستم ذى حجه هر سال مقارن با زمان وفور ميوه برگزار مىشده است ، و آسان بدين نكته راه نمىتوان يافت كه آيا افزايش ماه يازده روزه را به سال قمرى ، تازيان از يهوديان اقتباس كرده بودند يا اين روش را كه اصطلاحا تأخير مىناميدند يهوديان از اعراب آموخته بودند . تازيان بر اين اعتقادند كه رسم زيارت كعبه را در فصل تابستان ، حضرت ابراهيم مرسوم داشته است ، و حضرت رسول پس از اين كه دين اسلام را ظاهر و تبليغ و عام كرد رسم افزايش ماه يازده روزه را بر آخر سالهاى قمرى برانداخت ، و فرمود اجراى دقيق فرمانهاى حق والاتر و بالاتر از آن است كه در جريان اجراى آن ، راحت ظاهرى خلق رعايت شود ، و زمان برگزارى آن به اقتضاى نگرش به جريان امور مردم تغيير يابد . بنابراين واجب و لازم است كه همهء كارهاى مسلمانان بر اساس عبادت و پرستش خدا انجام پذيرد ، و چه باك اگر هنگام برگزارى مراسم حج سالى مقارن با زمستان و ديگر سال همزمان با تابستان باشد ، يا ماه روزه‌دارى با تابستان يا زمستان مقترن گردد ، و هر مسلمان براى ارائه مراتب صداقت و صميميت خويش به اصول