جمره اوّل و دوّم و سوّم مىگفتند . آنان شبان اعتدال ربيعى و خريفى را كاملا در مدّ نظر قرار مىدادند . و از روز وقوع آنها به درستى آگاه بودند . و بارى داراى تقويمى بودند كه با اين كه نقايص نسبة زيادى در برداشت در تنظيم امور عادى زندگيشان مؤثر بود . اين نيز گفتنى است كه ميان اعراب قبايلى بودند كه سال را جاى چهار فصل به شش فصل تقسيم مىكردند .
در تقويم ايرانيان يازده جدول ديگر براى درج وقايع يازده ماه سال باقى مانده ، و جدولى براى درج پنج روزى كه بايد به مجموع روزهاى دوازده ماه افزوده شود پيش بينى شده ؛ اين پنج روز را خمسهء مسترقه و به فارسى اندرگاه يا پنجهء ربوده شده مىنامند ، و آن را بر سيصد و شصت روز مىافزايند تا مجموع عدّه روزهاى سال به سيصد و شصت و پنج بالغ گردد . بايد بگويم تقويمى كه من به زبان فرانسوى برگرداندهام ، روزهاى اندرگاه « 1 » شش روز به حساب آمده ، به اين دليل كه تقويم امسال كبيسه دارد ، و چنان كه مىدانيم هر چهار سال يك روز به ايام خمسه مسترقه افزوده مىشود . در تقويم ما اروپاييان نيز اين قاعده جاريست و هر چهار سال يك بار روزهاى ماه فوريه به جاى بيست و هشت روز 29 روز در حساب مىآيد .
ما اروپاييان براى اين كه عدهء روزهاى سال به 365 روز برسد به بعضى از ماهها يك روز مىافزاييم ، اما در گاه شمارى خورشيدى كه در اين روزگاران معمول ايرانيان است چون هر ماه به شيوهء ايرانيان باستان سى روز ، و سال مجموع سيصد و شصت روز حساب مىشود ، در پايان هر سال پنج روز به مدت آن مىافزايند ، و نيز هر چهار سال يك روز كبيسه مىكنند تا بدين ترتيب آغاز هر سال با اعتدال ربيعى قرين باشد .
اين نكته نيز درخور گفتن است كه ميان تقويم كنونى و تقويم باستان ايران دو تفاوت وجود دارد . نخست اين كه در گاه شمارى يزدگردى پنج روز افزودنى در آخر بعضى از ماهها درآمده ، و در تقويم ما اروپاييان نيز همين قاعده جارى است ، اما در سالنماى كنونى پنج روزى كه بايد افزوده شود در آخر سال اضافه مىگردد .
دو ديگر اين كه در تقاويم كنونى ايرانيان روز كبيسه هر چهار سال يك بار به آخر سال افزوده مىشود اما تقاويم ايران باستان كبيسه نداشته ، و براى اين كه
هامش
( 1 ) - در ايران باستان روزهاى اندرگاه به نام پنج فصل گاتها ، اهنود ، اشتود ، اسپنتمد ، و هوخشتر و هشتوايشت ناميده مىشده است .