تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1023

مساهمون:

ص١٠٢٣
ناميده مىشد ، و پس از آنكه سپاهيان بعد از درگذشتن اسكندر وى را به جانشينى آن فاتح بزرگ برداشتند آريدوس نام پدرش فيليپ را بر خود نهاد . « 1 » گاه شمارى فيليپ چون مبداء مشخص و معين ندارد ، همچنان كه در مغرب زمين مبهم است در مشرق زمين نيز روشنى و صراحت ندارد . در برخى سرزمينها مبداء آن را مرگ اسكندر و در بعضى جاها روز تولد فيليپ آريدوس حساب مىكنند . گاه شمارى سوم تقويم ما اروپاييان است كه ايرانيان آن را تقويم عيسى روح الله مىنامند و مسيحيان مشرق زمين به آن سالهاى عيسى مىگويند . چهارمين گاه شمارى كه قمرى است به مناسبت هجوم سپاهيان ابرهه پادشاه عربستان سعيد و فيلهاى او به منظور ويران كردن مكه عام الفيل نام دارد . « 2 » اين واقعه در سال 570 ميلادى اتفاق افتاد . سپاهيان ابرهه كه از افراد حبشى و مصرى تركيب يافته بودند فيلها را از آن همراه خود آورده بودند كه پس از ويران كردن كعبه ، نفايس آن را به صنعا پايتخت عربستان خوشبخت منتقل كنند . ابرهه بر اين نيت بود در صنعا معبدى بسازد و اين نفايس را در آن جاى دهد كه از آن پس اعراب به خاطر معبد كعبه در مكّه اجتماع نكنند و به صنعا رو آورند . كوشش ابرهه در كار تسخير مكه و ويران كردن معبد اعراب كه به آن اعتقاد زياد داشتند بىفايده ماند ، و پس از شش ماه محاصره به شكست او و نابودى سپاهيانش انجاميد ، و چون اين حادثه در سراسر مشرق زمين بسيار مهم تلقى شد مبداء تاريخ قرار گرفت . ايرانيان جز اين تاريخها تاريخ ديگرى دارند كه دورهء آن مانند المپياد چهار سال است . نام ماه‌هاى اين تاريخ اسامى ماه‌هاى معمولى است ، و مجموع دوره‌هاى اين تاريخ دوازده است و چهل و هشت ماه به طول مىانجامد ، و در محاسبهء اين گاه شمارى در مثل مىگويند : محرّم اول ، محرّم دوم ، محرم سوم ، . . . و آن گاه كه دورهء شمارش سنوات آغاز مىگردد مىگويند : محرم اول ، دوم ، سوم تا آخر ، و براى اين كه به سبب برشمردن نامهاى ماهها به جاى سالها التباسى روى ندهد عنوان ماه يا سال را
هامش
( 1 ) - فيليپ جانشين اسكندر شش سال و چهار ماه پادشاهى كرد . ( 2 ) - عام الفيل در سال 571 ميلادى مطابق با چهل و سومين سال تسلط حبشيان بر يمن ، برابر با سال 1882 تاريخ اسكندرى همزمان با سال 1316 تاريخ بخت نصر بود ، و پيغمبر اسلام نيز در همين سال تولد يافت .
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1023 | ژان شاردن / اقبال يغمايى