اين نكته نيز گفتنى است كه تركان معتقدند عمر زمين از نهصد هزار قرن درمىگذرد اما درگاه شمارهاى آنان واقعهاى كه قدمت آن به پنجاه قرن پيش برسد وجود ندارد . « 1 »
تركان عهود و اعصار تاريخ خود را با واحد ده هزار سال مىسنجند ، هر كدام را به دورههاى صد و هشتاد سال تقسيم مىكنند ، و نيز هر دوره را سه بخش مىنمايند بخش اول را شانوك وانك (
Chanoc Vanc
) بخش دوم را (
Concvanc
) و سومين بخش را (
Chaven Vanc
) مىنامند . آنان زمان و به عبارت روشنتر تاريخ خود را با محاسبه اين دورههاى سه گانه مىسنجند .
در روزگاران گذشته تركان سالهاى خود را با محاسبه گردش خورشيد مىسنجيدند يعنى سالهاشان سال شمسى بود و هر سال را به بيست و چهار ماه پانزده روز تقسيم مىكردند ؛ « 2 » به سخن ديگر به جاى هفته « پانزدهه » داشتند . اين شيوهء گاه شمارى تا زمانى كه دين اسلام در سرزمين تركان نفوذ كلى يافت معمول بود ، و قريب سيصد سال مىگذرد كه آنان نيز به روش مسلمانان در گاه شمارى سالهاى قمرى را به حساب مىآورند .
پنجمين تصوير نشان دهندهء شش ماه نو در نيمهء دوم سال و بحث در موضوع اجرام فلكى در سال نو بر حسب تخمين و تقويم جديد و قديم است كه اكنون به شرح آن مىپردازم .
كهنترين روش گاه شمارى معمول ميان مردم مشرق زمين بتخصيص ميان اعراب نگرش به حركت خورشيد و محاسبهء مدت آن از وقت سر زدن خورشيد تا هنگام فرو رفتن آن در افق بود ، و مدت شب فاصلهء زمان از گاه غروب آفتاب تا طلوع خورشيد بود . آنان مانند ما اروپاييان شبان روز را به بيست و چهار ساعت تقسيم نمىكردند ، بل كه هم شب و هم روز را به چهار قسمت سه ساعتى بخش مىكردند همچنين مدت هر ماه را بر حسب تحولات ظاهرى قمر از ابتداى هلال هر بار تا ظهور هلال ديگر به حساب
هامش
( 1 ) مردمان ختا عمر جهان را 860 ، 639 ، 88 سال شمسى حساب مىكنند .
( 2 ) - هنديها نيز در زمان قديم هر ماه قمرى را به دو قسمت پانزده روزه تقسيم مىكردند . قسمت اول از اول ماه تا بدر كامل ادامه داشت و به آن سو كلاپاكشاه (SouKla PaKchah) - پر سفيد - مىگفتند ، و قسمت دوم فاصله زمانى ميان بدر و آخر ماه بود و آن را كريشناپاكشاه (PaKchah Krichna) - پر سياه مىنامندند .