مىآوردند ، و طول هر سال را دوازده ماه يا ظهور دوازده هلال محاسبه مىكردند . و من در تمام طول مدتى كه در سفر بودهام ، و هر جا گذر كردهام به جايى نرسيدهام كه زمان را نسبت به هفته حساب نكنند ، و يگانه اختلاف در روز آغاز هفته است . بدين معنى كه فى المثل مسلمانان ابتداى هفته را جمعه ، يهوديان شنبه و مسيحيان يكشنبه ، و جماعتى ديگر سهشنبه مىدانند . مسلمانان جز روز جمعه كه به معنى روز اجتماع است ، و در آن روز براى گزاردن نماز جماعت و ستايش خداى بزرگ فراهم مىآيند ديگر روزهاى هفته را شنبه مىخوانند : شنبه ، يكشنبه ، دوشنبه ، تا آخر . و شنبه كلمهاى از فارسى باستان است و از لفظ شمس كه به معنى درخشنده و تابان است ، اقتباس شده است . « 1 »
ايرانيان حساب ماه و سال را دو گونه بر حسب سال قمرى و سال شمسى نگاه مىدارند ، و در زمان حاضر عامهء مردم هر تاريخى را نسبت به سال قمرى مىسنجند .
چنان كه پيش از اين نيز اشاره كردهام مدّت هر سال قمرى برابر دوازده بار اقتران ماه و خورشيد مىباشد . ماههاى قمرى بعضى بيست و نه روز و برخى سى روز مىباشند .
ماههاى بيست و نه روزه را ماه ناتمام ، و سى روزه را ماه تمام يا كامل مىگويند .
ماههاى تمام و ناتمام در پى هم يا يك در ميان نيستند و نظم معين ندارند . هر سال قمرى در بردارندهء سيصد و پنجاه و چهار روز و هشت ساعت و چهل و پنج دقيقه است ، از اين رو سدهء ايشان نزديك سه سال و چهار ماه كوتاهتر از قرن ماست .
اين نيز گفتنى است كه ايرانيان براى خود كرهء ماه و مدت يك ماه يك كلمهء واحد « ماه » بيشتر ندارند ، و دور نيست كلمه منى (
Meni
) يونانى كه به معنى ماه است از اصطلاح ماه نو فارسى گرفته شده باشد .
گفتنى است كه ايرانيان ميان دو معنى ماه ، دو مفهوم طبيعى و مصنوعى آن را اراده مىكنند . بدين شرح كه ماه مصنوعى از زمانى آغاز مىگردد كه ماه نو به قياس و حساب در آسمان باشد ، اما ابتداى ماه طبيعى زمانى است كه هلال ماه به چشم ديده
هامش
( 1 ) - گمان شاردن در اين مورد بر خطاست . زيرا شمس كلمهايست عربى ، و در زبان فارسى باستان لفظى بدين معنى نبوده است . ظاهرا شنبه و شام متجانس و از يك ريشهاند . در زبان فارسى كنونى شنبه به معنى شام است زيرا در قديم در ايران و بر اطلاق در مشرق زمين روزها از شب آغاز مىشده و قرنها براى بيان تاريخ واقعهاى مىنوشتند فلان شب . اما اروپاييان بر خلاف از ابتداء روز را آغازگر شبانروز مىدانستهاند .