شود ؛ و ايرانيان آغاز ماه را به حسب ماه طبيعى مىسنجند يعنى هنگامى كه هلال ماه به روشنى در آسمان جلوهگرى كند .
گاهى بر سر آغاز ماه ميان مردم اختلاف مىافتد زيرا هلال ماه در روز دوم و باشد كه در روز سوم رؤيت شود . به سخن ديگر دستهاى مدعى مشاهدهء هلال مىشوند ، و دستهاى ديگر رؤيت آن را انكار مىكنند و مىگويند با وجود اين كه براى ديدن هلال ماه دقّت بسيار كردهاند آن را نيافتهاند . در چنين موارد تسليم احكام نجوم مىشوند ، و به انتظار نمايان شدن هلال ماه نو مىمانند .
اين نيز گفتنى است چون بر سر رؤيت و عدم رؤيت هلال ماه در آغاز هر ماه غالبا ميان مردم خلاف مىافتد ايرانيان به سبب مشخص نبودن تاريخ پيش از سپرى شدن سه روز از آغاز هر ماه از انجام كردن هر معامله و عقد هر گونه قرارداد خوددارى مىورزند يا كم انجام مىدهند . با اين همه تقويم و تاريخ سنواتى ايران هميشه منظم و دقيق است ، و اگر هلال ماه در غروب روز بيست و نهم ديده نشود فردا را روز سىام محسوب مىدارند ، و روز ديگر را اوّل ماه مىشمارند چنان كه در قرآن حكم بر اين است .
نكتهء ديگر اين كه چون هواى ايران بر خلاف هواى اروپا كه غالبا مه آلود و ابرناك است تقريبا هميشه صاف و درخشان و ديدن روشنان فلكى ميسر مىباشد مشاهدهء هلال ماه غالبا بىهيچ مانع و زحمت امكان مىيابد . در هند به سبب وفور رطوبت آسمان غالبا پوشيده از مه مىباشد از اين رو وقتى كه ساعت پديدار آمدن ماه نو فرا مىرسد در هر جا عدهء زيادى براى ديدن ماه نو بر بامها و منارهها مىروند ، و وقتى به ديدن هلال موفق شدند با شليك گلولهء توپ يا تفنگ اين مژده را به ديگر مردمان مىرسانند . اما در ايران رؤيت هلال غالبا آسان ميسر مىشود . ملايان پس از خواندن نماز مغرب بالاى بام مسجد مىروند و به محض مشاهدهء هلال ماه با صداى بلند مردم را آگاه ، و همه شادى مىكنند .
راستى اينست كه چون گاه شمارى بر حسب گردش و تحولات ماه سادهترين و طبيعىترين روش سنجش زمان است و نياز به دانش و داشتن ابزارهاى ستارهشناسى و تنظيم جدولهاى فلكى ندارد ، و كافى است كه آدمى براى ديدن هلال سرش را به سوى آسمان بالا كند از قديمترين زمان وسيلهء گاه شناسى بوده ، اما تقويم تاريخ بر حسب سال شمسى مورد توجه و عمل اخترگران ، مسيحيان و گبران كه نياكان
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1014
مساهمون: ژان شاردن
ص١٠١٤