فصلها پرجوش و خروش مىباشد ، و سواحل سنگستانى آن براى رفت و آمد ، و نزديك شدن كشتيها خطرات عظيم دارد ، اگر ناخدايان ماهر و مجرب ، و جاشوان كارآزموده و قابل ، كار هدايت كشتيها را بر عهده بگيرند بىگمان دست كم ضايعات سفاين عثمانى به نيم تقليل مىيابد .
پس از هشت روز دريانوردى صبحدم روز سوم اوت به كافا رسيديم . در تمام طول اين مدت ، توفان برنخاست ، و دريا كاملا آرام بود . در پنجمين روز سفر دماغه كرسنس توريك « 49 » (
chersonnese taurique
) برابرمان نمايان شد . لاتنها اين دماغه را پننسول (
peninsule
) مىنامند ، و ما به مناسبت اينكه نخستين بار سيتهاى كوه توروس در اين دماغهء شبه جزيره مانند سكونت اختيار كردهاند شبه جزيره توريك (
prespuil taurique
) مىگوييم . جغرافىدانان معاصر اين شبه جزيره را تاتارستان كريمه (
tartarie crime e
) مىنامند ، و اين اسمى است كه تركها و تاتارها از لفظ كريم گرفته و به اين سرزمين دادهاند . همچنين برخى از جغرافىدانان اين سرزمين را تاتارستان پركوپنس (
precopense
) مىنامند ، و اشارهشان به تاتارهايى است كه مخصوصا زمستانها در شهرهاى اين شبه جزيره سكونت اختيار مىكنند ، در مقابل تاتارهاى اروپايى كه نوگاى (
nogayes
) يا اردو ناميده مىشوند ، و در خارج شبه جزيره زندگى مىكنند . و بايد دانست كه در اصطلاح ايرانيان و تركها اردو به معناى جايگاه استقرار سپاهيان يا قرارگاه دربار است . مثلا اگر گفته شود اردو در اصفهان است منظور گوينده اين است كه شاه و همراهان و سپاهيانش در اين شهر خيمه و خرگاه برپا كردهاند . اروپاييان سرزمينى را كه دو قوم تاتار نوگاى و پركوپنس در آن سكونت دارند تاتارستان صغير مىگويند تا با آن دسته از تاتارهايى كه در حوالى درياى آزوف و در مشرق درياى خزر تا نزديك مرزهاى چين سكونت دارند ، اشتباه نشود . اين نيز گفتنى است كه اروپاييان به طور اعم اين قبايل را تارتار ، و سرزمينشان را تارتارستان مىگويند ، و مشرق زمينيها اين هر دو را تاتار مىخوانند و مىنويسند .
به اعتقاد برخى از محققان محيط اين شبه جزيره دويست و پنجاه فرسنگ ، طولش از خاور به باختر سى و پنج فرسنگ ، و عرضش پنجاه و پنج فرسنگ است ؛ و جغرافىدانان كريمه را از موره (
more e
) كه سابقا پلوپونز (
peloponnese
)
هامش
( 49 ) - يعنى كريمه (crimee)