سرزمين كافا شنزار و خشك است . آبش خوب نيست ، اما هوايش سالم و سازگار است « 50 » . باغ و بوستان زياد ندارد ، از اينرو ميوه به حدّ وفور در آن يافته نمىشود و ميوه را از شهرهاى نزديك وارد مىكنند ، و جنس آنها خوب نيست . من بر اين باورم كه در سراسر روى زمين ، در هيچ شهرى مواد خوراكى به قدر كافا متنوع و فراوان و ارزان نيست . گوشت گوسفندهاى اين شهر بسيار لذيذ و مطبوع است ، و هر ليور آن بيش از دو دينار بها ندارد . انواع گوشتهاى ديگر ، نان ، مرغ ، كره ، نمك مخصوصا فراوان و ارزان است به سخن ديگر همهء لوازم زندگى از هرگونه ، به بهاى بسيار ارزان خريد و فروخت مىشود . بدين جهت در زمانهاى گذشته كافا را انبار خواربار يونانيان مىناميدند ، همچنان كه مسين (
messine
) را انبار خواربار روم مىگفتند . در اين شهر ماهى تازه كم است . ماهيگيران تنها در آبهاى ساحل به گرفتن ماهيهاى كوچك اكتفا مىكنند ، و براى صيد ماهيهاى بزرگ از كناره دور نمىشوند . همچنين ماهيگيران تنها در دو فصل بهار و پاييز به صيد ماهى مىپردازند . همهء تركها و تاتارهاى اين شهر كلاه ماهوتى كوچكى كه دور آنها پوست گوسفند دوخته شده بر سر مىگذارند ؛ اما چون اين كلاه بدون لبه تقريبا در تمام ممالك آسيا رايج ، و مخصوص مسيحيان مىباشد عيسويان ساكن كافا ناچار به كلاه خود قطعهء كوچكى از ماهوت مىدوزند تا از مسلمانان بازشناخته شوند . همچنان كه يهوديان ساكن آلمان ناچارند قطعه پارچهاى به لباس خود بدوزند تا از آلمانيها تميز داده شوند .
لنگرگاههاى كافا داراى موقع ممتازى مىباشند ؛ زيرا جز از بادهاى شمال و بادهاى جنوب غربى از نهيب ديگر بادها در امانند . كشتيها تا نزديك ساحل پيش مىآيند ، و در فاصلهء ده يا دوازده ذراعى كه كف دريا پوشيده از گل و ماسههاى نرم و قابل اطمينان است ، لنگر مىاندازند . تجارت اين شهر از همهء بنادر درياى سياه رونق و گرمى بيشتر دارد . مدت چهل روز كه من در اين شهر اقامت داشتم بيش از چهارصد كشتى ديدم كه وارد يا خارج شدند ، و اين البته جز سفاين كوچك و بزرگى بود كه در ساحل رفت و آمد مىكردند .
ماهى نمك سود و خاويار درياى آزوف از جمله صادرات مهم اين شهر است .
هامش
( 50 ) - يكى ديگر از جهانگردان نوشته است ، هواى شهر و اطراف كافا خوب و مطبوع است ، اما آبش تلخ مزه مىباشد ، و هيچ نوع درخت ميوه جز توت ندارد . كرهء كافا بسيار خوب است .