شأن و مقام اجتماعى و خانوادگى برابر باشند مهر را در آخر نامه و گوشهء چپ مىزنند امّا اگر بالاتر به پايينتر از خود نامه بنويسد ، مثلا اربابى به رعيت يا آقايى به نوكر نامه بنگارد مهر را بالاى نامه مىزند ، و اگر شخصى دانى به مقامى بالا عريضهنگار شود آن وقت چنان كه پيش از اين گذشت مهرش را نيمه تمام بر ظهرنامه مىزند .
آخرين شرط ارسال نامه توجّه تمام به لفاف يا پاكتى است كه نامه در آن نهاده مىشود ، و اين داراى ضوابطى خاصّ است . كمال ادب و حرمتگزارى آنست كه آن را در يك كيسهء كوچك زربفت و مليلهكارى شده قرار دهند و آن را با يك رشتهء زرتار يا ابريشمين كه بر سر آن منگولهاى مىباشد مىبندند و سپس مهر موم مىكنند .
ايرانيان نسبت به نامههاى معمولى سه كار كه بيانگر كمال اعتقادشان به خرافات و موهومات مىباشد انجام مىكنند ؛ و از انگيزه و علّت آن كاملا بىخبرند . اوّل اينكه گوشهء راست نامه را با قيچى مىبرند ، و اگر كسى سبب اين عمل را بپرسد مىگويند : كاغذ مكتوب چهار گوشه و بىكاست و بىعوار است ، گوشهء آن را با قيچى مىبريم تا شكل كاغذ ناقص شود ، و معترف باشيم كه كليّهء اعمال ما ابتر و ناتمام است .
دوّم اينكه هنگامى نامه را در پاكت مىگذارند كنار مهر سه بار كلمهء خالى از معنى قرانيم را مىنويسند و بدين صورت نادرست و دور از منطق توجيه مىكنند كه قرانيم اسم سگ اصحاب كهف بوده . اين سگ به فرمان خدا بر تمام نامهها نظارت دارد ، و اين اسطوره همانست كه مسيحيان مقيم مشرق زمين نيز به نوعى بدان معتقدند .
ايرانيان مىگويند سگ اصحاب كهف مانند صاحبان خود مدت سيصد سال به خواب بود . هنگامى كه پروردگار دانا اصحاب كهف را به بهشت خواند سگ دامن يكى از آنان را گرفت و بر آسمان شد . خداوند وقتى او را در عرش ديد خطاب به او فرمود قرانيم ، چگونه به اينجا آمدى ؟ حالا كه آمدهاى بيرونت نمىكنم ، امّا براى اينكه بىكار نمانى حكومت برنامهها و مراسلات را به تو مىسپارم . هنگامى كه چاپاران بر اثر خستگى مفرط به خواب مىروند تو بايد بپايى و مواظبت كنى دزدان چمدانهاشان را كه پر از نامه است نربايند .
سوّمين رسم خرافاتى ايرانيان اينست اگر گيرندهء نامه همدرجه يا بالاتر از خودشان باشد نامه را به دست او نمىدهند بل كه آن را روى زانويش مىنهند ، و اگر صاحب مقامى بخواهد نامهاى به يكى از فرودستانش بدهد آن را به سوى او پرتاب
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 464
مساهمون: ژان شاردن
ص٤٦٤