پاك ، آغاز مىكنند و كاغذ و مركّب مخصوص به كار مىبرند . دعا را يا به گردن مىآويزند يا به كمر مىبندند ؛ امّا غالبا دعا را در كيسهء كوچكى كه از پارچهء زربفت يا ابريشمى دوخته شده جاى مىدهند ، و به بازو ميان آرنج و شانه مىبندند .
بزرگى اين كيسهها غالبا از يك سكهء نيم اكو بيشتر نيست ، و در اوّل به صورت يك گلوله مىنمايد . برخى افراد بيشتر از هفت يا هشت تا از عزايمى كه در بستههاى كوچكى جا دادهاند بر روى نوارى دوخته بسان بازوبندى بر بازوى خود مىبندند ، و بعضى ديگر كاغذ باريكى را كه روى آن دعا و طلسمات نوشته شده در قوطيهاى كوچك يا قابهاى ظريفى مانند جاى خلال دندان كه از طلا يا نقره ساخته شده قرار مىدهند و به بازوى خود مىبندند . اين عزايم و طلسمات در قابها و قوطيهاى زرّين يا سيمين خود چنان محفوظ مىمانند كه دارندهء آن حتّى به وقت خوابيدن يا حمّام كردن از خود جدا نمىكند . من بسيار كسان را ديدهام كه يكى از قرآنهايى را كه با خطّ بسيار ريز چاپ شده در قوطى كوچك سيمين يا زرين جاى دادهاند و با زنجيرى به گردن خود آويختهاند . برخى از مردمان نيز تعويذ و طلسمات را بر روى سنگ حك مىكنند ؛ امّا هيچ كس دعا را بر روى پوست نمىنويسد زيرا همان گونه كه مردم مردار را ناپاك مىشمارند پوستش را نيز حرام مىدانند . بالاخره بعضى كسان نيز دعا و طلسماتى را كه به خطّ ريز بر كاغذهاى نازك نوشته شده بين نگين و جاى نگين انگشترى قرار مىدهند و هميشه با خود مىدارند ، تعويذ و طلسمات را دعا مىگويند . دعا يا براى دفع زيان ، خسارت ، بيمارى و پيشآمدهاى بد احتمالى است يا براى جلب نفع ، و دوام سلامت و نيكبختى و آرزوهاى خوش است .
بر اثر انتشار خرافات و موهومات و توجّه عامّه به آنها بعض مردمان حتّى براى دفع شرّ از حيواناتشان به گردن آنها دعا مىآويزند ، يا به قفس پرندگانشان تعويذ مىبندند . درازى برخى از اين عزايم و طلسمات گاهى به دوازده پا مىرسد ؛ و بالاخره برخى كسان دعا را به چيزهاى بىجان مىبندند ، چنان كه دكانداران تعويذ و طلسم را به در دكان خود مىآويزند تا محل كسب آنان از هرگونه گزند و زيان در امان ، و بازارش گرم و مشتريهايش زياد باشد .
در صفحات بعد ، دنبال حوادثى كه بر من رفته از ديگر خرافات و موهومات جارى ميان مردم ايران به مناسبت گفتگو خواهم كرد . در اينجا فقط اجمالا به
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 456
مساهمون: ژان شاردن
ص٤٥٦