مردمان مشرق زمين است كه در روزهاى آغاز سال نو فقيران به دولتمندان و كوچكان به بزرگان چيزى تقديم مىكنند و هميشه اين رسم رعايت مىشود .
مؤمنان و زاهدان و خداترسان غالب ساعات روز عيد را در خانهء خود به خواندن دعا و ورد و ذكر مىگذرانند . صبحگاه روز عيد غسل ، جامهء تميز بر تن مىكنند ، از همبسترى با زن مىپرهيزند ، نماز واجب و مستحب به جاى مىآورند ؛ قرآن و كتابهاى مذهبى مىخوانند ، و نيّت و آرزو مىكنند كه از بركت قرآن و ديگر كتابهاى دينى تمام ايّام سال را به تندرستى و خرّمى به سر ببرند .
برخى از مردمان ديگر كه فكر و ذكرشان جمعآورى مال است ، به سخن ديگر اهل دنيا و بهرهيابى از نعمتهاى آن مىباشند ايّام عيد را به عيش و طرب و سرمستى و خوشگذرانى مىسپرند و بر اين اعتقادند كه بايد روزهاى اوّل سال را به بىخبرى و شادى و سرور بگذرانند تا باقى روزهاى سال قرين آسايش و تندرستى و شادكامى باشند .
براى اينكه اساس و بنيان عيد نوروز استحكام بيشتر يابد و مدام پايدار و برقرار بماند شيعيان مىگويند درست به هنگام تحويل آفتاب به برج حمل يعنى نخستين روز نوروز حضرت پيغمبر در اجتماع مسلمانان حضرت على را به جانشينى خود نصب كرده است ؛ و مىتوان گفت از ميان همهء اعياد و سوكواريهاى مسلمانان كه بر حسب گاه شمارى ماههاى قمرى معين مىشود عيد جانشينى حضرت على يگانه عيدى است كه موافق سالهاى شمسى تعيين مىگردد . در اين رباعى بدين نكته اشاره شده است :
بهار در حالى كه لالهاى بسان ساغر در كف گرفته جلوهگر آمده است تا در سپيدهدمان بر مزار شاه نجف نثار كند در اينروز نو على بر مسند پيغمبر جايگزين شده بدين سبب نوروز خجسته و فرخنده است .
شاهنشاه فقيد شاه عباس دوّم اندكى پيش از مرگش دستور داد مانند ايرانيان عهد باستان درآمدن آفتاب را به هر يك از برجهاى دوازدهگانه جشن بگيرند و با نواختن طبل و طنبور و نقّاره و دهل شادى كنند ، ولى مرگ نابهنگام و ناگهانى او مانع اجرا و استحكام اين سنت باستانى شد .
بعد از ظهر روز بيست و دوّم براى تهنيتگويى به كاخ حاكم رفتم و يك قبضه خنجر بسيار عالى كه دستهء عاج زرنگار و غلاف مرصع داشت به او تقديم كردم .
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 453
مساهمون: ژان شاردن
ص٤٥٣