مىگويند : من نمايندهء رسمى فلان خانم ، وكالت دارم كه او را تا فلان مدّت ، به فلان مهريه ، براى زناشويى به فلان كس بسپارم ؟ و نمايندهء مرد در جواب مىگويد : من وكيل فلان كس نمايندگى رسمى دارم كه فلان خانم را با شرايط معلوم به همسرى وى بپذيرم .
مراسم عروسى افراد طبقات پايين بسيار ساده است و غالبا براى خود وكيل انتخاب نمىكنند . دختر با بستگان خود در مجلس عقد حضور مىيابد و داماد خطاب به او مىگويد : من به نمايندگى خود شما را به فلان مبلغ مهريه به عقد دائمى خود در مىآورم ، و اين وصلت را به رضا و رغبت انجام مىدهم شما مىپذيريد ؟
خواستگارى و مقدّمات ازدواج به وسيلهء زنان انجام مىگيرد . پس از حصول توافق داماد ارزندهترين و بهترين دارايى خود را كابين عروس مىكند . آنگاه براى همسر آيندهاش حلقهء عروسى و هديه مىفرستد . تحفههاى ارسالى داماد معمولا عبارتست از لباس ، جواهر و پول نقره ؛ متقابلا دختر نيز هدايايى براى شوهر آيندهاش مىفرستد از جمله دستمالهاى قلابدوزى و گلدوزى شده ، روميزى ، وسايل نظافت ، عرقچين سوزندوزى شده و ديگر چيزهاى شبيه اينها كه همه به دست خود عروس دوخته و ساخته و پرداخته شده است .
مجلس عروسى معمولا در خانه داماد تشكيل مىشود و ده روز ادامه دارد . روز دهم ميان روز جهيزيه عروس را كه خوانچه مىنامند به خانهء داماد مىبرند . اين جهيزيه معمولا عبارت است از جواهر ، وسايل خانه ، نوكر ، خواجه ، كلفت و غيره كه البته نوع و مقدار آن بستگى به دارايى و نظام اجتماعى پدر عروس دارد و به غير از جهيزيه چيزى به عروس نمىدهند ، جهيزيه را با شتر يا اسب حمل مىكنند . خواجهها و بردهها روى بار سوار مىشوند يا بر اسب مىنشينند . بعضى خانوادهها براى اينكه جهيز دخترشان در انظار بسيار عظيم بنمايد ، مقدارى اثاثه و لوازم از بستگان خود امانت مىگيرند ، و آنها را جزو جهيزيه به معرض نمايش مىگذارند تا چشم بينندگان خيره شود . همچنين صندوقهاى بزرگ و خالى بار چهارپايان مىكنند و مىبرند . هنگام شب عروس را به خانهء داماد مىبرند اگر عروس از خانواده دولتمند و صاحب مقام باشد وى را در كجاوه مىنشانند ؛ اگر از دودمان متوسط باشد سوار اسب مىكنند يا پياده مىبرند . نوازندگان پيشاپيش عروس و گروهى از نوكران در حالى كه هر يك شمعى افروخته به دست دارند به دنبالش حركت مىكنند . در پى آنان زنان روانند كه آنان نيز
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 440
مساهمون: ژان شاردن
ص٤٤٠